نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٤٧ - ٢ علم
(افزون بر اين روايات) امير المؤمنين ٧ خاستگاه همه دانشهاست. در كلام و اصول فقه كه مطلب آشكار است و گفتار حضرتش در نهج البلاغه بر كمال معرفت او در توحيد و عدل دلالت مىكند و همه جزئيات دانش كلام و اصول از آن دريافته مىشود.
امام مرجع تمامى فقيهان در دانش فقه است. در باره فقيهان اماميه كه نيازى به بيان نيست و در مذاهب سنيان، ابو حنيفه شاگرد امام صادق ٧ است و محمّد بن ادريس شافعى، شاگرد محمّد بن الحسن، شاگرد ابو حنيفه است و استاد ديگر شافعى مالك مىباشد. پس فقه شافعى به ابو حنيفه و مالك باز مىگردد.
احمد بن حنبل نيز شاگرد شافعى است.
مالك نيز از محضر دو تن بهره برده است: ربيعه الراى، شاگرد عكرمه، شاگرد عبد اللَّه بن عباس، شاگرد حضرت على ٧ و استاد دوم او جعفر بن محمّد صادق ٧ مىباشد[١]. خوارج نيز شاگردان او بودهاند[٢].
امير المؤمنين بنيانگذار دانش اخترشناسى و تفسير بود[٣]. ابن عباس مىگويد:
«امير المؤمنين در باره «باء» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از آغاز شب تا سپيده دم سخن گفت و گفتارش به پايان نرسيد.»[٤] دانش فصاحت نيز از على ٧ است تا آنجا كه در باره كلامش گفتهاند برتر از گفتار مخلوق و فروتر از فرموده خالق است. فصاحت از سخنان آن سرور عيان است
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٦، مطالب السؤل، ص ٢٨، تهذيب التهذيب، ج ١، ص ٣٣٧، اسد الغابه، ج ٤، ص ٢٣.
[٢]. شرح المقاصد ج ٢، ص ٢٢٢، شرح كتاب الفقه الاكبر ابو حنيفه، طبع قاهره، ص ٧١، احقاق الحق، ج ٨، ص ٣٣.
[٣]. ينابيع المودة، ص ٦٦ و ٧٥، مطالب السؤل، ص ٢٨، سبط ابن جوزى در تذكره الخواص.
[٤]. السيره الحلبيه، ج ٢، ص ٢٠٧ و در حاشيه آن سيره زينى دحلان، ج ٢، ص ١١، ينابيع المودة، ص ٧٠ و ٤٠٨، شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٦.