نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٧١ - عصمت پيامبران
در جمع بين صحيحين از ابو هريره روايت شده است كه نماز بر پا شده بود و نمازگزاران پيش از آمدن پيامبر به صف ايستاده بودند. پيامبر نزد ما آمد. هنگامى كه در مصلى ايستاد به ياد آورد كه جنب است؛ به ما گفت: بر جاى خود بايستيد. ما همچنان بر پا ايستاديم تا غسل كرد و در حالى نزد ما آمد كه آب از سرش مىچكيد، آنگاه تكبير گفت و نماز كرديم[١].
خردمندان تأمل كنند، آيا سزاوار است فرومايهترين مردم را اين گونه وصف كنند كه فلان در حال جنابت در صف جماعت مىايستد؟ و آيا اين عمل جز كوتاهى و سستى در عبادت چيز ديگرى است؟ حال آنكه خدا فرموده است: «بر يك ديگر پيشى گيريد براى آمرزش پروردگار خويش.»[٢] و «در خيرات بر يك ديگر پيشى گيريد.»[٣] كدام مكلفى براى پذيرش اين امر از پيامبر و خاندان و آل او شايستهتر است؟
در جمع بين الصحيحين از ابو هريره روايت شده كه پيامبر يكى از دو نماز را كه بيشتر گمان مىكنم نماز عصر بود، دو ركعتى بجاى آورد و سلام داد[٤]. سپس به سوى چوبى كه در آستانه مسجد بود رفت و دست خود را بر آن نهاد. ابو بكر و عمر در ميان نمازگزاران بودند ولى از هيبت او سخنى نگفتند. پيامبر به شتاب خارج شد و مردم از يك ديگر پرسيدند: آيا نماز قصر شده است؟ مردى كه پيامبر او را ذو اليدين مىخواند اين سؤال را از رسول خدا پرسيد. پيامبر فرمود: نه فراموش كردم و نه قصر. ذو اليدين گفت:
نه، فراموش كردى. پيامبر دو ركعت ديگر بجا آورد و سلام داد.
خردمند داورى كند آيا رواست چنين عملى را به رسول خدا نسبت دهند؟ چگونه
[١]. صحيح بخارى، ج ١، ص ٧٤ و صحيح مسلم، ج ١، ص ٢٢٧ و سنن ابو داود ج ١، در باب جنبى كه با مردم نماز مىخواند و جنابت خود را فراموش كرده است.
[٢]. آل عمران: ١٣٣.
[٣]. مائده: ٤٨.
[٤]. و در بخارى، ج ٢، ص ٨٢ و با اندك تفاوتى در مسلم، ج ١، ص ٢١٥.