نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٩٦ - ترجيح يكى از دو مكتب
نمىدارد كه ستايش و اطاعت گردد و مردم را بر طاعت چنان عذاب مىكند كه بر عصيان.
آيا او را با چيزى همانند ندانيم و صفات اشياء را براى او اثبات نكنيم يا خداوند را چيزى مانند موجودات ديگر بدانيم؟ آيا اين گفتار نيكوتر است كه خدا مىداند، تقدير مىكند، زنده مىسازد و ذات خود را درك مىكند يا اينكه نمىداند، تقدير نمىكند، زنده نمىسازد و ذات خود را به واسطه ذاتهاى قديم ديگرى درك مىكند كه بدون آنها قادر، عالم، حى و دارنده صفات ديگر نخواهد بود؟
اين سخن معقولتر است كه خداوند پس از آفرينش خلق، امر و نهى فرموده يا از ازل تا ابد بگويد نماز بپا داريد و زكات بپردازيد و هرگز امر و نهى خود را منقطع نسازد؟
آيا بهتر است بگوييم خداوند به چشم ديده نمىشود و در يافتن ژرفاى ذات او محال است يا مرئى است، جهت دارد و داراى اندامها و صورت است؟ و سرانجام پسنديدهتر است كه پيامبران و امامان الهى را از هر نقصى پيراسته بدانيم يا دامن ايشان را آلوده پستى، دروغ و پليدى سازيم، در حالى كه آنها محل وحى و پاسداران آيين خدا هستند و رستگارى به فرمانبردارى از ايشان در گفتار و كردار ميسر مىگردد.
پر واضح است كه در پاسخ پرسشگر نبايد جز معتقدات شيعه اماميه ذكر شود و از اينجا بلندى پايگاه شيعه در اسلام و دانايى ايشان عيان مىگردد، زيرا هر استدلال يا پاسخ شبههاى در توحيد از امير المؤمنين و فرزندان ايشان نقل شده است و دانشمندان ديگر از كلام آن بزرگواران سود جستهاند. با اين حال چگونه بزرگداشت اماميه و اعتراف به مقام ايشان واجب نباشد؟ آنان هر گاه شبههاى در توحيد يا بيهودگى افعال خدا شنيدهاند همه چيز را رها ساختهاند و چندان انديشيدهاند كه جواب آرام بخش را يافتهاند. مخالف آنها چون پاسخ كوبنده شيعه را شنيده صبح تا شام در اندوه بسر برده تا شايد اعتراضى ديگر برانگيزد و از اين حكم بگريزد كه خداوند عمل ناپسندى انجام نمىدهد. مخالفان چون بر سستترين اشكال دست مىيابند سخت شادمان مىشوند كه به پندار خود زشتيها را به خداوند نسبت دهند. به نيروى حق و لطف او اكنون به پژوهشى گستردهتر مىپردازيم.