نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٩٠ - بازگويى اختلافات در عدل
اشاعره به هر چه خداوند تقدير نموده راضى نيستند زيرا به رأى ايشان كفر و گناه و هر فسادى نيز قضاى الهى است[١].
اماميه و معتزله باور دارند كه خداوند به كارهايى كه خود انجام داده آدمى را عذاب نخواهد كرد و بر كردار خويش انسان را سرزنش نخواهد نمود. «هيچ كس بار ديگرى را بر دوش نمىدارد.»[٢] اشاعره برآنند كه مردم تنها به سبب آنچه نكردهاند شكنجه مىشوند و سرزنش مىگردند. خداوند انسانها را به جبر وادار مىكند و ايشان را عذاب مىنمايد. سركشى در آنها مىآفريند سپس مىگويد «چه شده است كه از اين پند اعراض مىكنند.»[٣] و ايشان را از عمل باز مىدارد و مىگويد: «چيزى مردم را از ايمان آوردن باز نداشت.»[٤] اماميه مىگويند خداوند چيزى را بيهوده نمىآفريند و آفرينش او تنها به سبب مصلحتى است. به سود آدمى او را رنجور مىسازد و رنجديده را ثواب مىبخشد، به گونهاى كه بيهودگى و بيدادگرى از فعلش دور باشد.
اشاعره برآنند كه جايز نيست خداوند به هدف يا مصلحت عملى انجام دهد.
او بندهاى را بدون هدف و مصلحت دردمند مىسازد حتّى ممكن است جماعتى را براى هميشه در آتش قرار دهد بدون آنكه گناهى داشته باشند[٥].
اماميه معتقدند در حكمت خداوند زيبنده نيست كه بر دست دروغزنان معجزه
[١]. شرح عقايد و حاشيه كستلى بر آن ص ١١٣، الملل و النحل، ج ١، ص ٩٤، التفسير الكبير، ج ٢٦، ص ٢٠١.
[٢]. اسراء: ١٥.
[٣]. مدثر: ٤٩.
[٤]. كهف: ٥٥،« فضل» گفتار اشاعره را در موضع مناسب باز گفته و آشكار نموده است بنگريد به الفصل ابن حزم، ج ٣، ص ٥٤، شرح عقايد، ص ١٠٩.
[٥]. التفسير الكبير، ج ١٧، ص ١١ و ج ٢٨، ص ٢٣٢، شرح تجريد قوشچى، ص ٣٧٥.