نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٨٨ - بازگويى اختلافات در عدل
قدم و حدوث اعتبارىاند
برخى از اشاعره[١] بر آن شدهاند كه قدم وصف ثبوتى و قائم به ذات خداست.
كراميه نيز معتقدند كه حدوث وصف ثبوتى قائم به ذات حادث است[٢].
هر دو رأى باطل مىباشد. زيرا اگر قدم موجودى غير از ذات حق باشد يا قديم است يا حادث. اگر قديم باشد قدم ديگرى دارد و تسلسل پديد مىآيد و اگر حادث باشد، شىء به نقيض خود موصوف مىگردد، خداوند محل حوادث خواهد بود و پيش از حدوث قدم خود قديم نبوده است؛ و همه اين لوازم باطل است.
اگر حدوث قديم باشد قدم حادثى كه شرط حدوث است لازم مىآيد و شىء به نقيض خود موصوف مىشود و اگر حادث باشد تسلسل رخ مىدهد.
حقيقت آن است كه قدم و حدوث از صفات اعتبارى هستند[٣].
مباحثى در عدل
بازگويى اختلافات در عدل
بايد دانست كه اين اصل عظيم بنياد قواعد اسلامى و احكام دينى است و بدون آن
[١]. مقصود عبد اللَّه بن سعيد از اشاعره است. بنگريد به: شرح تجريد ص ٣٧.
[٢]. الملل و النحل، ج ١، ص ١٠٩.
[٣]. مقصود علّامه از اعتبارى بودن قدم و حدوث اين است كه هر دو صفت با نظر به نحوه وجود موجود، در عقل، انتزاع مىشوند و در خارج واقعيتى مستقل از قديم به حادث ندارند. اكنون اگر فرض شود كه حدوث و قدم غير از موجود حادث يا قديم واقعيتى مستقل دارند، هر يك از آن دو- چون ديگر موجودات- يا قديمند يا حادث، پس چهار فرض پديد مىآيد. بر دو فرض( قديم بودن قديم و حادث بودن حادث) اشكال تسلسل وارد است و بر دو فرض ديگر( حادث بودن قديم و قديم بودن حادث) اشكال تناقض. بر حدوث قدم دو اعتراض ديگر وارد ساخته: الف: خداوند محل حوادث باشد زيرا خدا قديم است و قدم به رأى اشاعره قائم به خداست و چون حادث است پس خداوند محل حادث است. ب: اگر قديم خود موجودى حادث باشد، پيش از حدوث آن، خداوند قديم نبوده است.( م).