نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٣٢ - فصل يازدهم ميراث و توابع آن
مولى است و در مواضع ديگر وفاق حاكم است[١].
شافعى مىپندارد كه ذوى الارحام ارث نمىبرند و حجاب و مانع وراثت نيستند.
اگر ميت، قرابت يا مولى داشت، ارث متعلق به آنهاست و گر نه از آن بيت المال خواهد بود[٢].
ابو حنيفه و شافعى با گفتار خدا ناسازگارى كردهاند كه فرمود: «خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مىكند كه سهم پسر برابر سهم دو دختر است.»[٣] پسر دختر، پسر است زيرا عيسى ٧ پسر آدم ٧ بود[٤]. نيز پيامبر فرمود: «اين دو پسرم (امام حسن و امام حسين ٨) دو سرور جوانان بهشتىاند.»[٥] نيز هنگامى كه حسن ٧ جامه رسول خدا را تر كرد و خواستند او را از پيامبر
[١]. بداية المجتهد، ج ٢، ص ٣٠٣.
[٢]. الام شافعى. فضل در اين باب گفته است: نزد شافعى وراثت به سبب ولاء مقدم بر وراثت به سبب رحم است.
[٣]. نساء: ١١.
[٤]. فقهاى سنى متفقند كه آيه مذكور( نساء، ١١) ويژه پسران و دختران پسر است و شامل دخترزادگان نيست.( بنگريد به: تفسير الخازن و در حاشيه آن تفسير نسفى، ج ٣، ص ٢٤٩، احكام القرآن جصاص، ج ٢، ص ٧٤، التفسير الكبير، ج ٩، ص ٢٠٣ و روح المعانى، ج ٤، ص ١٩٣) ابن كثير در تفسير خود( ج ٢، ص ١٥٥) آورده است: اگر مردى به پسرانش چيزى ببخشد يا بر آنان وقف كند، عطيه و وقف او تنها از آن پسران يا پسران پسرانش خواهد بود كه شاعر سروده است:
پسران ما پسران پسرانمان هستند و پسران دخترى، فرزندان مردان دورند.
شاعر اين بيت شناخته نشده است( خزانه الادب، بغدادى، ج ١، ص ٣٠٠).
محروميت دخترزادگان از ارث به دليل بيت مذكور، جز داخل ساختن يك رأى سياسى در دين خدا نبوده است. سخن يك شاعر ناشناس در برابر گفتار خدا در آيه مذكور و آيه مباهله و ... چه ارزشى دارد؟ جمله اين ترفندها براى خارج ساختن حسنين ٨ از نام پسران پيامبر بوده است، حال آنكه خداوند ايشان را در آيه مباهله چنين ناميده است: نيز خداوند در آيه ٨٤ و ٨٥ سوره انعام، دخترزادگان نوح( مانند عيسى پسر مريم) را ذريه او خوانده است و پسر مرد ذريه اوست.( قاموس، ج ٢، ص ٣٥).
[٥]. منتخب كنز العمال، ج ٥، ص ١٠٥، الروض الازهر، ص ١٩٩( طبع مصر) و الاصابه، ج ١، ص ٣٢٩.