نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥١٩ - فصل هشتم وديعه و توابع آن
ابو حنيفه دادن آب و علف را واجب نمىداند[١] ولى پروردگار فرموده است:
«خداوند به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد.» و رسول خدا فرمود: «هر دست ضامن چيزى است كه ستانده است تا آن را ادا كند.»[٢] ٣- اگر پذيرنده امانت، مال خود را بگونهاى با امانت درآميزد كه از هم تميز نيابند، ضامن است.
مالك مىگويد: اگر امانت را با مال كمبهاتر از آن بياميزد ضامن است اما اگر اموال همانند باشند ضامن نيست[٣]. مالك با نصوصى كه بيانگر ضمان با تعدى و تصرف در مال غير است، مخالفت ورزيده و شخص مذكور در مسأله فوق، قطعا، متجاوز و متعدى است.
٢- اگر درهمها و دينارهاى امانت را خرج كند سپس عوض آنها را باز گرداند همچنان ضامن است.
ابو حنيفه او را ضامن نمىداند[٤] ولى نصوص بيانگر ضمان و قاعده استصحاب با رأى ابو حنيفه موافقت ندارند.
٥- هر گاه در وديعه تعدى و تصرف كند، آن را از حالت محفوظ بودن امانت خارج سازد و از آن بهرهمند گردد و سپس آن را به حالت امانت باز گرداند، ضامن است. حكم عاريه مضمونه نيز با فرض تعدى، همين است. ابو حنيفه او را ضامن نمىداند[٥] و خطاى او گفته شد.
٦- زيان رسانيدن به الاغ و مركب قاضى مانند صدمه زدن به الاغ هيزم شكن است.
[١]. الهدايه، ج ٣، ص ١٣٤ و توضيح فضل.
[٢]. تفسير كبير، ج ١٠، ص ١٤٠ و الهدايه، ج ٤، ص ١٠.
[٣]. الفقه على المذاهب، ج ٣، ص ٢٥٥، ٢٥٨ و الهدايه، ج ٣، ص ١٥٨.
[٤]. همان.
[٥]. الهدايه، ج ٣، ص ١٥٨، ١٦٠، ١٦٣ و بداية المجتهد، ج ٢، ص ٢٦٥.