نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٦٣ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
فقيهان چهارگانه مخالفند[١]. عموم قرآن سخن آنها را ابطال مىكند[٢] زيرا همان گونه كه اگر حاضر و مقيم به مسافر اقتداى نماز كند وظيفه او تغيير نمىكند، مسافر نيز چنين است و در ابطال، زيادت و نقصان مانند هم هستند.
٤٥- اماميه معتقدند كه اگر نماز مسافر در سفر قضا شود بايد آن را در وطن به صورت شكسته ادا كند و يا اگر در سفر قضاى آن را به جا مىآورد، خواه همان سفرى است كه نماز قضا شده يا سفر ديگر، نماز را شكسته قضا كند.
شافعى و احمد بن حنبل مىگويند در هر دو فرض بايد نماز را تمام ادا كند[٣].
رأى آنها با قول پيامبر سازگار نيست زيرا ايشان فرمودند: «هر كه در خواب باشد يا نماز را از ياد ببرد چون بيدار و هوشيار شد آن را به جاى آورد.»[٤] و نماز حضر غير از نماز سفر است.
٤٦- اماميه مىگويند كسى كه در كشتى نماز مىخواند و قدرت ايستادن دارد نماز ايستاده بر او واجب است. ابو حنيفه او را ميان ايستادن و نشستن مخير دانسته است[٥] ولى سخن وى با نصوصى كه به موجب آنها ايستادن واجب است منافات دارد. به چه دليل بايد نشسته نماز خواند و چه تفاوتى ميان كشتى و غير كشتى است؟
٤٧- به رأى اماميه، كسى كه به قصد حرامى سفر مىكند مانند راهزنى، سخنچينى براى كشتن مسلمان، طلب حرام و مانند آن، نبايد در نماز و روزه قصر را رعايت كند.
ابو حنيفه و پيروان او و ثورى و اوزاعى بر آنند كه تفاوتى ميان سفر طاعت و معصيت نيست[٦]. عقل و نقل بر خلاف رأى اين جماعت است. عقل از آن جهت كه
[١]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٤٧٧.
[٢]. نساء: ١٠١.
[٣]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٤٩٢ و الام، ج ١، ص ١٤٥.
[٤]. به حاشيه ص ٤٣٤ بنگريد.
[٥]. الهدى، ج ١، ص ٥٤، نيز نگاه كنيد به المحلى، ابن حزم.
[٦]. الهدى، ج ١، ص ٥٧، بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٣٢ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٥٧٤.