نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤١٣ - بحث دوم اجماع
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيا غير از من رسول خدا را به جان خويش پاس داشت و بر بستر او خفت؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم جز من كسى به نبرد عمرو بن عبد ود كه هماورد مىطلبيد رفت؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيه تطهير كه «همانا خداوند اراده كرده كه شما اهل بيت را از آلودگيها پاك سازد» براى ديگرى نازل شده است؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم پيامبر در باره غيرى، فرموده است: تو مهتر و سرور عرب هستى؟
- بارخدايا، نه.
- بارخدايا سوگندتان مىدهم آيا رسول خدا جز در باره من فرمود كه از خداوند چيزى نخواستم جز آن كه مانندش را براى تو خواستم؟[١]- بارخدايا، نه.
ثعلبى در تفسير سخن خدا: «جز اين نيست كه تو بيم دهندهاى هستى و هر قومى را
[١]. از جمله راويان حديث« سوگند» در روز شورى اخطب خوارزم در المناقب، ص ٢١٧، امام حموينى در فرائد السمطين، باب ٨٥، ابن المغازلى در المناقب، ص ١١٢ و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج ٢، ص ٦١، است او مىگويد: ما در اين موضع آن چه از روايات در باب سوگند دادن على ٧ به اهل شورا، درك مىشود، را بيان مىكنيم. حديث را ابن حاتم شامى به طريق حافظ ابن مردويه در الدر النظيم آورده است، حافظ كبير دارقطنى نيز چنين كرده و ابن حجر در الصواعق المحرقه، ص ٧٥، ابن عبد اللَّه در الاستيعاب، ج ٣، ص ٣٥، الذهبى در ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٤٤١، ابن حجر در لسان الميزان، ج ٢، ص ١٥٦ و ١٥٧ و حافظ كنجى شافعى در كفايه الطالب، ص ٣٨٦ بخشهايى از روايت را آوردهاند.