نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٧٤ - فاطمه و غصب فدك
٣. لازم است پيامبر نسبت به اهل و خويشاوندان خويش مهربانى و شفقت نداشته باشد و به ايشان خبر نداده باشد كه از او ميراثى نمىبرند ولى به ابو بكر اطلاع داده باشد به گونهاى كه آنها چيزى كه سزاوارش نبودند خواسته باشند و در حق همه مسلمانان ستم كرده باشند. پيامبرى كه مهرورزى او به بيگانگان و دشمنان چنان بوده كه خداوند فرموده: «شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند، خويشتن را به خاطرشان هلاك سازى»[١] و «نبايد كه جان تو بخاطر آنها دچار اندوه شود.»[٢] ٤. ابو بكر سوگند خورده بود كه سنت و روش پيامبر را دگرگون نسازد. حميدى در جمع بين صحيحين روايت كرده كه ابو بكر خمس را به گونهاى كه پيامبر تقسيم مىكرد، بخش مىنمود جز آنكه سهم قرابت پيامبر را كه رسول خدا خود به ايشان عطا مىكرد، نمىپرداخت[٣].
اين عمل دگرگونى و تغيير است، با آنكه او سوگند خورده بود چيزى را تغيير ندهد پس چرا در باره فاطمه روش را تغيير داد و برخى از حقوق پيامبر را از او منع كرد؟ در جمع بين صحيحين آمده است كه عبد اللَّه بن عباس در پاسخ نامه نجده بن عامر حرورى نوشت: «در باره خمس از من پرسيده بودى، كه از آن كيست؟ خمس از آن ماست ولى قوم تو آن را از ما بازداشتند.»[٤] ٥. ابو بكر فاطمه را خشمگين ساخت و فاطمه ٣ او و عمر را شش ماه مطرود كرد تا از دنيا رفت و وصيت نمود كه آنها بر او نماز نگزارند[٥].
[١]. كهف: ٦.
[٢]. فاطر: ٨.
[٣]. ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٨٦ و الجصاص در احكام القرآن، ج ٣، ص ٦١ و ديگر بزرگان قوم، اين روايت را ذكر كردهاند.
[٤]. احكام القرآن جصاص، ج ٣، ص ٦٣ و تفسير الطبرى، ج ١، ص ١ و ٦.
[٥]. اين حديث نزد سنيان از متواترات است، از جمله مآخذ آن: صحيح البخارى، ج ٥، ص ١٧٧، مسلم، ج ٣،. ص ١٤٣ و مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ١٦٢.
واقدى، همان گونه كه در السيره الحلبيه، ج ٣، ص ٣٦١ آمده است، مىگويد:« نزد ما قطعى است كه على، خدايش گرامى بدارد، فاطمه را- كه خدايش از او خوشنود باد- شبانگاه دفن كرد و بر او نماز گزارد و فضل و عباس با او بودند، اما هيچ كس ديگر آگاه نشد ...» ديگر بزرگان سنى هم اين واقعه را نقل كردهاند.