نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٧٣ - فاطمه و غصب فدك
١. خداوند به پيامبر فرمود: «خويشاوندان نزديكت را بر حذر دار»[١]؛ لازمه سخنان آن است كه پيامبر در انجام اين فرمان كوتاهى ورزيده باشد. چگونه پيامبر فاطمه، على، عباس، حسن و حسين را بر حذر نداشته و هيچ كس از بنى هاشم، همسرانش و هيچ كس ديگرى آن را نشنيده است.
حميدى در جمع بين صحيحين روايت كرده كه فاطمه و عباس نزد ابو بكر آمدند و ميراث خود را طلبيدند هر دو بهره خويش از فدك و سهم خيبر را مطالبه مىكردند.[٢] نيز در آن كتاب آمده كه همسران پيامبر ٦ پس از مرگ او بر آن شدند كه عثمان را براى گرفتن ميراث خود نزد ابو بكر بفرستند[٣].
٢. بر اساس رفتار ابو بكر، اهل بيت پيامبر جاهل و ناآگاه به احكام بودند با آنكه ايشان پيوسته با رسول خدا ملازمت داشتند، وحى در سراى آنها فرود مىآمد و آشكار و نهان آن را مىدانستند.
حافظ ابن مردويه به سندهاى خود از عايشه ماجراى گفتگوى فاطمه ٣ را با ابو بكر نقل مىكند فاطمه در انتهاى كلام خود مىفرمايد: «شما مىپنداريد براى ما ارثى نيست. آيا از حكم جاهليت پيروى مىكنيد؟ اى فرزند ابى قحافه من از پدرم ميراث نمىيابم؟ آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت مرده ريگ يابى و من از پدر ميراث نيابم؟ به امر شگفتآورى دست يازيدى. اكنون آن را آراسته به زين و لگام بستان كه به رستاخيز با تو رويارو خواهد شد.
خداوند داورى نيكو و محمّد طلبكار تو و موعد قيامت است. آن روز باطلگرايان زيانكار خواهند بود.»[٤]
[١]. شعراء: ٢١٤.
[٢]. التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٢٦٣، نويسنده گفته است كه راويان پنجگانه آن را روايت كردهاند.
[٣]. صحيح مسلم، ج ٥، ص ١٥٣، الموطأ، ج ٢ ص ٢٥٦، فتوح البلدان، ص ٤٢، معجم البلدان در واژه فدك، البدايه و النهايه، ج ٤ ص ٢٠٣، همان گونه كه در مكاتيب الرسول ج ٢ ص ٥٩٧.
[٤]. شرح نهج البلاغه؛ ج ٤، ص ٧٩.