نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٦١ - روايات شگفت در دانش عمر
اين سخنى است كه دانشمندان سنّى مىگويند در حالى كه شيعه به آن نپرداخته است. حد اكثر دعوى شيعه اين است كه عمر غاصب حق امير المؤمنين بوده است. با اين همه، اهل سنت، اصلا به حرام و حلال ولادت عمر، كه خود آن را نقل كردهاند نمىپردازند و بجاى آن به سرزنش شيعه مشغولند.
حميدى در جمع بين صحيحين روايت كرده كه عمر بر منبر گفت: «كسى نبايد در مهريه زنان از عددى كه مىگويم تجاوز كند. زنى از گوشه مسجد قول خداى را خاطر نشان كرد: «اگر خواستيد زنى به جاى زنى ديگر بگيريد و او را قنطارى مال دادهايد، نبايد چيزى از او بازستانيد.»[١] عمر گفت: «همه، حتّى زنان، از عمر دانشمندترند.»[٢] خردمند منصف داورى كند، آيا رواست كسى كه خود را در نهايت نادانى توصيف مىكند، رهبر قوم باشد در حالى كه همه اتباعش به گواهى خود او، از وى دانشمندترند؟ در جمع بين صحيحين حميدى آمده است: «عمر فرمان سنگسار كردن زنى را داد
[١]. نساء: ٢٠.
[٢]. تفسير الكشاف، ج ١، ص ٣٥٧، شرح صحيح البخارى قسطلانى، ج ٨، ص ٥٧، تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٤٦٧، الدر المنثور، ج ٢، ص ١٣٣، كنز العمال، تفسير النسفى در حاشيه الخازن، ج ١، ص ٣٦١ و ديگر كتب معتبر.