نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٥٧ - روايات شگفت در دانش عمر
اين روايات، به روشنى بيان مىكند كه عمر شرع خدا را دگرگون ساخت و شريعت پيامبر را در باب متعهها زير پا نهاد و به هواى خويش سخن راند. خداوند مىفرمايد:
«زيرا آنان چيزى را كه خدا نازل كرده است، ناخوش دارند. خدا نيز اعمالشان را نابود كرد.»[١] اگر اين روايات به نزد سنيان صحيح است، عمر مرتكب گناه كبيره شده است و اگر آنها را كاذب مىدانند چگونه نام صحيح و صحاح بر ايشان نهادهاند؟ در جمع بين صحيحين به طريقههايى از جمله مسند عبد اللَّه بن عباس نقل شده است: «سه طلاق در عهد پيامبر، ابو بكر و دو سال از خلافت عمر، يكى محسوب مىشد» اما عمر گفت: «مردم را در امرى كه پيشتر در آن شكيبايى داشتند، شتاب ورزيدهاند، بهتر است آنان را در چنين شتابى مجاز بداريم و چنين كرد.»[٢] آيا عمر حق داشت با خدا رسول او مخالفت ورزد و سه طلاق را در يك مجلس جايز بداند؟ حميدى در جمع بين صحيحين در مسند عمّار بن ياسر روايت كرده كه مردى نزد عمر آمد و گفت: «من جنب مىشوم و آب نمىيابم، چه بايد كرد؟ عمر پاسخ داد: «نماز نخوان.» عمّار گفت: «اى عمر به ياد مىآورى كه من و تو با هم در جنگى شركت داشتيم و جنب شديم و آب نيافتيم. تو نماز نخواندى ولى من خود را به خاك ماليدم و نماز گزاردم.» چون نزد پيامبر آمديم، ايشان فرمودند: «كافى است دو دستتان را بر زمين بزنيد با آنها صورت و دست خود را مسح كنيد.» عمر گفت: اى عمّار از خدا بترس! عمّار پرسيد: اگر مىخواهى اين مطلب را بيان نكنم؟ عمر پاسخ داد: هر گونه مىخواهى عمل كن[٣].
[١]. محمّد: ٩.
[٢]. صحيح مسلم، ج ٢، ص ٤٧٢، مستدرك الحاكم، ج ٢، ص ١٩٦، الدر المنثور، ج ١، ص ٢٧٩ و احكام القرآن جصاص، ج ١، ص ٣٨٨.
[٣]. صحيح مسلم، ج ١، ص ١٣٨، مسند احمد، ج ٤، ص ٣١٩ و ٣٦٥، سنن ابو داود، ج ١، ص ٥٩، ٦١ و سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٢٠٠.