نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣١٧ - د مطاعن معاويه
د: مطاعن معاويه:
مطاعن معاويه افزون از حد شمار است و جمهور موارد فراوانى از آن را بيان كردهاند.
١. حميدى روايت كرده كه پيامبر به عمّار فرمود: «دريغ از عمّار! گروه باطل او را در صفين خواهند كشت[١]. او ايشان را به بهشت فرا مىخواند و آنها به سوى آتش دعوتش مىكنند.»[٢] عمّار در جنگ با معاويه كشته شد و هنگامى كه معاويه اين روايت را شنيد از سر نيرنگ گفت: «آن كس كه عمّار را با خود آورد او را كشت.» ابن عباس پاسخ داد: «پس حمزه بدست پيامبر كشته شد زيرا پيامبر او را با خود آورده بود!» ٢. ابو المنذر هشام بن محمّد السائب در كتاب «مثالب» روايت كرده است كه معاويه از حيث فرزندى به چهار تن منسوب بود، عمّار بن وليد بن مغيره مخزومى، مسافر بن عمرو، ابو سفيان و مردى ديگر كه نام برده است. «هند» مادر معاويه از زنانى بود كه پرچم بر سراى خود مىآويخت. او سياهان را از همه مردان دوستتر مىداشت و هر گاه كودك سياهى مىزاييد او را مىكشت. «حمامه» نيز يكى از جدات معاويه بود و در «ذى المجاز» پرچم داشت يعنى در زناكارى به نهايت رسيده بود[٣]. معاويه ادعا مىكرد كه با زياد برادر است. ابو عبيد عبد بنى علاج از ثقيف، دعوى پدرى زياد را داشت. با آنكه زياد در بستر آن مرد به دنيا آمده بود، معاويه دعوى او را رد كرد و خود اين گونه شايع ساخت كه ابو سفيان با مادر زياد در حالى كه همسر ابو عبيد بود زنا كرده و زياد فرزند ابو سفيان است[٤].
[١]. الاصابه، ج ٢، ص ٥١٢ و در حاشيه آن الاستيعاب، ص ٤٨٠، تهذيب التهذيب، ج ٧، ص ٤٠٩، گفته از حديث« عمّار را گروه ستمگر خواهند كشت» از احاديث متواتر پيامبر است.
[٢]. شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ٢٧٢ و مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٨١.
[٣]. ربيع الابرار زمخشرى، شرح نهج البلاغه، ج ١ ص ١١١ و ج ٤، ص ٨٤، تذكره الخواص، ص ١١٦.
[٤]. الاتحاف شبراوى، ص ٦٦، تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٠٨، كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٢١٩، شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٧٠ و مروج الذهب، ج ٣، ص ٦.