نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٠٠ - ج عيبها و خطاهايى كه جمهور از عثمان نقل كردهاند
برايتان خبرى آورد تحقيق كنيد.»[١] در باره وليد است. او در هنگام حكمرانى خود در حالى به نماز ايستاد كه مست بود به گونهاى كه در نماز سخن گفت و به پشت سر نگريست و پرسيد: آيا برايتان بر عدد ركعتهاى نماز بيفزايم؟ گفتند: نه ما نماز خود را بجاى آورديم[٢].
عثمان سعيد بن عاص را بر كوفه گمارد و او كارهاى زشتى انجام داد.
سعيد مىگفت: «سرزمينهاى سبز عراق بوستان قريش است، هر چه بخواهد از آن بر مىگيرد و هر چه خواهد فرو مىنهد. مردم با او عتاب كردند كه آيا آنچه را كه خداوند به ما بخشيده است بوستان خود و قومت مىدانى؟ كار به آنجا رسيد كه مردم او را از ورود به آن نواحى بازداشتند و آشكارا زبان به خردهگيرى از او و عثمان گشودند و نزديك بود عثمان را نيز بر كنار كنند. سرانجام خود، سعيد بن العاص را خلع كردند و اختيار امور را به قهر از او ستاندند، بىآنكه خواست و فرمان عثمان چنين باشد[٣].
عثمان، عبد اللَّه بن سعد بن ابى صرح را والى مصر ساخت و اهل مصر از او زبان به شكايت گشودند. عثمان به ظاهر، محمّد بن ابو بكر را جانشين او كرد اما در نهان به وى نامه نوشت كه بر ولايت بماند و محمّد بن ابو بكر و هر مخالفى را بكشد. چون آن نامه بدست محمّد رسيد، سبب محاصره و كشته شدن عثمان فراهم آمد[٤].
[١]. حجرات: ٦.
تفسير الخازن، ج ٤، ص ١٧٨ و در حاشيه آن تفسير نسفى كه بر اين مطلب دعوى اجماع كرده و روح المعانى، ج ٢٤، ص ١٣١.
[٢]. شرح ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٢٦ و ج ٤، ص ١٩٢، تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٥٥ و ٢٥٩، تاريخ الكامل، ج ٣، ص ٥٢، الامامه و السياسه، ج ١، ص ٣٢، اسد الغابه، ج ٥، ص ٩٠، مروج الذهب، ج ٤، ص ٣٣٤.
[٣]. تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٥٦، تاريخ الطبرى، ج ٥، ص ٥٥ و ٩٤، شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٢٢٦، مروج الذهب، ج ٤، ص ٣٣٦، الاستيعاب در حاشيه الاصابه، ج ٢، ص ٩.
[٤]. تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٥٩، تاريخ الكامل، ج ٣، ص ٤٥، ٨٣، تاريخ الخلفاء، ص ١٥٧، الامامه و السياسه، ج ١، ص ٣٦، تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ١٦٣ و ١٦٤ و العقد الفريد، ج ٣، ص ٧٧ و ٧٩.