نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٠٢ - ج عيبها و خطاهايى كه جمهور از عثمان نقل كردهاند
با اين وصف چگونه قاضى چنين اعتذار مىكند؟ چرا عثمان خود در برابر ابو بكر و عمر اين گونه عذر نياورد تا از طعنه آنها برهد. هنگامى كه عثمان حكم را باز گرداند، على ٧، طلحه، زبير، سعد، عبد الرحمن بن عوف و عمّار بن ياسر نزد او آمدند و گفتند: «تو حكم و همراهان او را باز گردانيدهاى در حالى كه پيامبر او را اخراج كرده بود. ما خداوند، اسلام و روز جزا را به تو يادآور مىشويم. خليفگان پيشين از اين كار سرباز زدند و ما از خشم خداوند بر تو هراسانيم.» عثمان پاسخ داد:
«شما نزديكى و خويشاوندى مرا با آنها مىدانيد. پيامبر حكم را به سبب سخنى كه گفته بود اخراج كرد و از بودن آنها در اينجا به شما آزارى نمىرسد و در ميان مردم از آنها بدتر نيز وجود دارد.» امير المؤمنين فرمود: «هيچ كس بدتر از حكم و همراهان او نيست سپس فرمود:
آيا به ياد مىآورى كه عمر مىگفت به خدا سوگند فرزندان ابى معيط را بر گردن مردم سوار مىكنى و بخدا سوگند اگر چنين كنى ترا خواهند كشت؟» عثمان پاسخ داد: «هر يك از شما كه چنين نسبت خويشاوندى نزديكى داشت و قدرت او به اندازه من مىبود، حتما خويشاوند خويش را داخل شهر مىساخت.
و در ميان مردم بدتر از آنان نيز وجود دارد.» على ٧ خشمگين شد و گفت: «بخدا سوگند اگر در امان بمانى از اين بدتر بر سر ما خواهى آورد و بزودى فرجام كردار خويش را خواهى ديد» چرا عثمان نزد على و ديگران عذرى را كه قاضى ذكر كرد بكار نبست؟[١] ٣. عثمان اموال فراوانى را كه به مسلمانان تعلق داشت به خويشاوندان خود بخشيد.
او به چهار داماد قريشى خود، چهار صد هزار دينار بخشيد[٢] و به مروان صد هزار
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٣٢.
[٢]. تاريخ الخميس، ج ١، ص ٢٦، معارف ابن قتيبه، ص ٨٤، تاريخ الخلفاء، ص ١٥٦، تاريخ الطبرى، ج ٥، ص ٤٩، العقد الفريد ج ٢ ص ٢٦١، تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ١٥٥.