نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٩٧ - ب خطاهايى كه سنيان از عمر بن خطاب نقل كردهاند
امامت شايسته ندانست سپس خلافت را ميان كسانى كه اين صفات را داشتند قرار داد؟ چه خطايى بزرگتر از اين است كه نامزدهاى خلافت را در شش تن حصر كند سپس كسى را خليفه بداند كه عبد الرحمن او را برگزيده و فرمان گردن زدن مخالفان اين رأى را صادر كند؟ چگونه با تأخير بيش از سه روز، آنها مستوجب چنين مجازاتى مىشوند؟ آشكار است كه اين فرمان بر خطاست، زيرا اگر وظيفه آنها، اجتهاد و مشورت دادن به خليفه بود، شايد به سبب برخى از عوامل، اجتهاد و يافتن نظر صحيح به درازا مىكشيد يا به جهت ديگرى اندك مىشد، پس چگونه عمر فرمان به كشتن آنان داد؟ وانگهى عمر دستور داد كسانى كه با چهار نفر مخالفت كنند يا با گروه عبد الرحمن مخالف باشند كشته شوند و هيچ يك از اين افراد به چنين گناهانى سزاوار مرگ نبودند.
اعتذار قاضى القضات در اين باب شگفتآور است. او مىگويد مراد از قتل در فرضى بود كه اعضاى شورا از طريق راست منحرف شوند و به روش نادرستى خليفه را تعيين كنند. اين سخن قاضى بر خلاف روايت است زيرا در اين فرض قتل آنان از همان آغاز واجب بود[١].
١٣. عمر در دين بدعتهايى نهاد كه از جمله آنها، تراويح[٢]، خراج نهادن بر عراق[٣] و ترتيب جزيه[٤] بود. همه اين موارد در تخالف با قرآن و سنت است، زيرا خداوند غنيمت را
[١]. شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ١٧٠.
[٢]. تاريخ الخلفاء، ص ١٣٦، در تاريخ الكامل، ج ٣، ص ٣، از واقدى آمده است: نخستين كسى كه مردم را به نماز جماعت تراويح در ماه رمضان فرمان داد و دستور خود را به شهرها فرستاد، عمر بود، تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٤١.
[٣]. شرح نهج البلاغه ج ٣ ص ١٧٨، ١٧٩ و ١٨٠، تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٤١، الاستيعاب در حاشيه الاصابه، ج ٢، ص ٤٦٠.
[٤]. شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ١٧٨، ١٧٩ و ١٨٠، تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٤١، الاستيعاب در حاشيه الاصابه، ج ٢، ص ٤٦٠.