نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٩٥ - ب خطاهايى كه سنيان از عمر بن خطاب نقل كردهاند
اتفاق نظر نخواهند داشت و عبد الرحمن بن عوف، خلافت را به سوى خويشاوند و پسر عمويش خواهد راند. او فرمان داد كه اگر اعضاى شورا در بيعت كردن بيش از سه روز تأخير نمودند، آنها را گردن بزنند و اگر كسى با چهار تن از آنان مخالفت ورزيد كشته شود. همچنين كسانى كه با گروه عبد الرحمن همراهى نكردند به قتل رسند[١].
جمهور روايت كردهاند كه عمر به اعضاى شورا نگريست و گفت: «يكان يكان نزدم آمدهاند، يال هر يك از ايشان به جنبش آمده است و آزمند و آرزومند خلافت هستند.
تو اى طلحه، آيا نمىگفتى: اگر پيامبر بميرد با زنان او ازدواج خواهيم كرد.
خداوند محمّد را نسبت به دختر عموهايمان شايستهتر از ما قرار نداده است؟
خداوند اين آيات را در باره تو نازل كرد: «شما را نرسد كه پيامبر خدا را بيازاريد و نه آنكه زنهايش را بعد از وى هرگز به زنى گيريد.»[٢]
[١]. شرح ابن ابى الحديد، ج ٣، ص ١٦٩، الامامه و السياسه، ج ١، ص ٢٣، تاريخ الكامل، ج ٣، ص ٣٥، تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٥٠، الاصابه، ج ٢، ص ٤٦٣.
[٢]. احزاب: ٥٣، روايت كردهاند كه شأن نزول آن طلحه بوده است، بنگريد به: تفسير الخازن، ج ٣، ص ٥٠٩، شرح ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٦٢، در اين كتاب آمده است: پيامبر در حالى از جهان رفت كه بر تو خشمگين. بود زيرا سخنى ناپسند گفتى و آيه حجاب فرود آمد.( تفسير آلاء الرحمن، ج ٢٢، ص ٦٩، التفسير الكبير، ج ٢٥، ص ٣٢٥، الدر المنثور، ج ٥، ص ٢١٤.).