نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٦ - آثار علمى و فلسفى
عمر حج گزارد و پسرش فخر الدين همراه او بود و در سفر، تهذيب الاحكام شيخ الطائفة را بر پدر خواند. علّامه فرزند را به كتب استبصار و رجال شيخ طوسى اجازه داد.
فخر الدين گفته است: «تهذيب الاحكام را در نجف نزد مشهد امير مؤمنان و وادى السلام، بر پدر خواندم و در طريق حجاز مكرر ساختم. كتاب در مسجد الحرام به پايان آمد و پدرم به استبصار اجازت فرمود.» حكايت است كه در اين سفر علّامه در مسجد الحرام با ابن تيميه ديدار و گفتگو كرد و ابن تيميه از گفتار او به شگفت آمد و پرسيد، تو كيستى؟ علّامه گفت: «همان كه او را «ابن المنجس» خواندهاى.» (زيرا ابن تيميه در كتاب خود «منهاج السنه» علّامه را چنين ناميده بود.) پس ميان ايشان دوستى و انس حاصل شد.
نيز آوردهاند كه چون ابن تيميه كتاب منهاج السنه را در نقد منهاج الكرامه علّامه نگاشت و كتاب به آن دانشمند پاكزاد رسيد، در خطاب به ابن تيميه ابياتى سرود كه آغاز آنها چنين است:
اگر بر آنچه جمله آدميان مىدانند آگاه بودى، راستگوى جهان مىشدى اما نادانى و از سر بيخبرى بر آنى كه هر كه جز راه تو پويد دانا نيست.
چون علّامه از حج به حله بازگشت، يك رويه به نگارش و پرورش دانشمندان پرداخت تا به روز شنبه بيست و يكم محرم سال ٧٣٦[١] به ديدار خداوند شتافت. پيكرش را به نجف اشرف بردند و در حجرهاى كه از جانب راست، مدخل شمالى حرم بود به خاك سپردند. آرامگاه او اكنون عيان و مزار مردمان است.
آثار علمى و فلسفى
به گواهى «نقد الرجال» نوشتههاى علّامه در علوم گوناگون افزون بر هفتاد است، اما
[١]. تاريخ وفات علّامه حلى، در متن ٧٣٦ ذكر شده امّا معظم له در ٧٢٦ درگذشتهاند.( م).