نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٥١ - ٣ خبر دادن از غيب
حكم خنثى[١] و خروجكنندگان را بيان داشت چنان كه شافعى گفت ما حكم خروجكنندگان را از على آموختيم[٢].
جز اينها احكام شگفتانگيز بسيارى از آن سرور صدور يافت كه محال بود پرسش شده- عمر- به پاسخ آنها دست يابد. او ندانست كلاله و أبّ چيست و در باره جد صد گونه فتوا داد كه هر يك چون ديگرى است[٣].
٣. خبر دادن از غيب
: امير المؤمنين نزد برخى از مواضع چنين اخبارى بيان كردهاند. در خطبهاى فرمودند: «پيش از آنكه مرا نيابيد، پرسش كنيد، به خدا سوگند اگر از فتنهاى كه گروهى صد تن را گمراه مىكنند و صد تن را هدايت مىنمايند بپرسيد فريادكننده و به پيش راننده آن را تا قيامت معرفى خواهم كرد.» مردى برخاست و گفت: «مرا آگهى ده كه در سر و ريشم چند تار مو هست؟ امام فرمود: بخدا قسم دوستم رسول خدا در باره پرسش تو به من خبر داده بود و فرموده بود كه بر هر موى از سرت فرشتهاى است كه تو را لعنت مىكند و بر هر تار مو از ريشت شيطانى است كه بر مىانگيزدت و در خانهات فرومايهاى است كه پسر پيامبر را مىكشد. اگر شرح و بيان برهان بر آنچه پرسيدى (براى شما) دشوار نبود پاسخت مىگفتم اما نشانه صدق سخنم خبرى است كه در باره فرزند نفرين شده و رذل تو بيان داشتم.» فرزند آن مرد در آن زمان خردسال بود و همو كشتن امام حسين ٧ را بر عهده گرفت[٤].
[١]. نور الابصار، ص ٧١، مناقب احمد خوارزمى، ص ٦٠، مطالب السؤل، ص ١٣.
[٢]. كتاب الام، ج ٤، ص ٢٣٣، در باب الخلاف في قتال اهل البغى.
[٣]. شايد عبارت صحيح اين باشد كه هر يك با ديگرى متناقض است. بنگريد به: السنن الكبرى بيهقى، ج ٦، ص ٢٤٥ فضل در اين باب مىگويد: داوريهاى شگفتانگيز امير مؤمنان- كه علّامه بيان فرموده- جملگى حق و راست است. و قضاوتهايى از اين دست شأن و عادت على ٧ بوده است و به آن شهرت داشته است.
[٤]. شرح نهج البلاغه ج ٢ ص ٤٨٨ و ج ١، ص ٢٠٨ و روايت از كتاب الغارات ابن هلال ثقفى نقل شده و آن مرد سنان بن انس نخعى است.