نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٣٥ - ادامه استدلالهاى عقلى در ابطال جبر
ايمان آورد و كار شايسته كند و به راه هدايت افتد مىآمرزمش.»[١] ممكن است چنين شخصى اصلا تحقق نداشته باشد؟
«هر كس كه كارى شايسته كند به سود خود اوست و هر كه بد كند به زيان اوست.»[٢]، «تا بدكاران را در برابر اعمالشان كيفر دهد و نيكوكاران را به كردار نيكشان پاداش.»[٣]، «تا امتحانشان كنيم كه كدامشان، به عمل بهترند.»[٤] و «آيا آنان كه مرتكب بديها مىشوند مىپندارند كه در شمار كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند قرارشان مىدهيم؟»[٥] «آيا كسانى را ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند همانند فسادكنندگان در زمين قرار خواهيم داد؟ يا پرهيزكاران را چون گناهكاران؟»[٦] چگونه اين آيات بدون وجود چنين اشخاصى صحيح خواهد بود؟ چگونه بدون وجود فاعل و بجاى آورنده عمل، امر و نهى معتبر خواهد بود؟
پيامبر فرمود: «عمل كنيد زيرا هر كس با سرشت خود موافق است.»[٧]، «نيت مؤمن بهتر از عمل اوست.»[٨] و «همانا اعمال وابسته به نيتها است و براى هر انسانى نيت اوست.»[٩]
[١]. طه: ٨٢.
[٢]. فصلت: ٤٦.
[٣]. نجم: ٣١.
[٤]. كهف: ٧.
[٥]. جاثيه: ٢١.
[٦]. ص: ٢٨.
[٧]. الجامع الصغير، ج ١، ص ١٦٥، حديث شماره ٢٠٢( طبع مصر).
[٨]. كنز العمال، ج ٣، ص ٢٤٢، حديث شماره ٢١٤٣ و ٢١٤٢ و الجامع الصغير، ج ٢، ص ٥٨٥، حديث شماره ٩٢٩٥.
[٩]. كنز العمال، ج ٣، ص ٢٤٣، حديث شماره ٢١٤٥.