نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٠٩ - افعال خداوند غايتمند است
تأمل و فرمان خرد بشنود تا در حلقه كسانى درآيد كه خداوند آنها را چنين وصف كرده است: «پس بندگان مرا بشارت ده آن كسانى كه به سخن گوش مىدهند و از بهترين آن پيروى مىكنند. ايشانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده است و اينان خردمندانند.»[١] او خويش را در شمار آن قوم نياورد كه خداوند در باره آنها فرمود:
«كافران گويند: اى پروردگار ما آن دو تن را از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما بنمايان تا پاى بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند.»[٢] مقلد نمىتواند كوتاهى عمر را بهانه كند زيرا عمر براى انديشه بسيار است و نيامدن راهنمايان نيز عذر خواه او نخواهد بود كه پيامبران فراوان آمدند و امامان پياپى و دانشمندان بسيار.
و) از لوازم انديشه اشعريان آن است كه شكنجه فرمانبردارترين بندگان را بر خداوند جايز مىدانند، بدانسان كه پاداش بخشيدن به سركشترين خلق را. پس رواست كه حق، پيامبر را به انواع عذاب بيازارد و فرعون را به هر گونه نعمت بهرهمند كند زيرا خدايى كه در فعلش غايت و غرض نيست و در انجام و تركش حسن و قبحى وجود ندارد تفاوتى ميان پيامبر و شيطان نخواهد نهاد. او مطيع را به اطاعتش پاداش نمىبخشد و عاصى را به عصيانش نمىآزارد. اگر اطاعت و عصيان را تهى از حسن و قبح در نظر آوريم، نه پاداش براى اطاعت اولى است و نه عذاب براى عصيان.
آيا فرزانهاى كه از پروردگار و عذاب او مىهراسد به چنين عقايد باطلى در باره حق، باور دارد؟ با آنكه اگر به هر يك از ما چنين نسبت دهند كه خوبى را به زشتى و بدى را به نيكى پاسخ مىدهيم، گوينده را به ناسزا از خود مىرانيم پس چگونه آنچه را كه بر فروترين بندگان روا نمىدانيم بر خداوند جايز مىشماريم؟
[١]. زمر: ١٨.
[٢]. فصلت: ٢٩.