ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٧ - شرح
پيش از خود آيا اگر مرد يا كشته شد شماها بدنبال خود برگرديد و مرتجع شويد؟ هر كس از دين برگردد و مرتجع شود هيچ زيانى بخدا ندارد و نرساند تا آخر آيه.
مجلسى در دنبال شرح برخى لغات حديث گويد تفصيل سخن در اين داستان موكولست بكتب سير و تواريخ و تفاسير پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- متن واقعه احد از كتاب سيره ابن هشام چنين است (ص ٦٥ ج ٢ ط مصر).
چون در جنگ بدر جمعى از قريش كشته شدند و گريختهها بمكه بازگشتند و ابو سفيان هم كاروان را بمكه رسانيد عبد اللَّه بن ابى ربيعه و عكرمه پسر ابى جهل و صفوان بن اميه و جمعى از رجال قريش نزد ابو سفيان و سائر تجار قريش رفتند و گفتند محمد شما را خوندار كرد و نيكان شما را كشت سرمايه كاروان را بودجه جنگ سازيد با او نبرد كنيم تا شايد انتقام خود را بستانيم و موافقت كردند.
ابن اسحق گفته اين آيه در باره آنها نازل شد (٣٦- الانفال) آنان كه كافرند مال خود را خرج كنند تا از راه خدا جلوگيرند الخ.
با موافقت ابو سفيان همه قريش براى جنگ با رسول خدا هم دست شدند با احباش و موافقان از بنى كنانه و اهل تهامه و مبلغانى باطراف فرستادند.
١- ابو غره جمحى كه شاعرى شيوا بود و پيغمبر او را از اسيران بدر آزاد كرده بود و متعهد شده بود بر عليه او اقدامى نكند بتحريك صفوان و وعده مساعدت او عهد او را شكست و بدعوت بنى كنانه پرداخت و اين شعر بساخت:
|
آيا رزمجويان عبد منات |
شما خود حمات و پدرها حمات |
|
|
پس از بدر يارى نشايد دريغ |
رهايم نسازيد و يازيد تيغ |
|
٢- مسافع بن عبد مناف جمحى بتشويق بنى مالك بن كنانه پرداخت و گفت:
|
اى مالك راد پيشروز نخست |
سوگند بخويشى و بپيمان درست |
|
|
بيگانه و خويش را ببايد پيوند |
سوگند ميان شهر مكه محكم بر بند |
|
در نزد حطيم كعبه بىمانند جبير بن مطعم هم غلام حبشى خود را بنام وحشى خواست (وحشى يك نيزه انداز ماهر حبشه بود كه تيرش كمتر خطا ميكرد) باو گفت اگر حمزه عموى محمد را بخون عمويم طعيمة بن عدى كشتى آزادى.
همه قريش و پيروان آنان بعزم رزم بيرون رفتند و زنان خود را هم بجبهه بردند تا براى حفظ آنها از جانبازى دريغ نكنند باين شرح:
١- هند زن ابو سفيان دختر عتبه.
٢- ام حكيم عروس ابى جهل.
٣- برزه همسر صفوان بن اميه.