ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣ - شرح
امير المؤمنين (ع) رو بحسين (فرزندش)- اى حسين تو پاسخ اين مرد را بده.
حسين (ع)- (رو بدان مرد) اما اينكه از مردم پرسيدى مردم حقيقى ما هستيم و از اين جهت خدا تعالى ذكره در كتاب خود فرموده است (١٩٩- البقره) سپس بكوچيد از آنجا كه مردم مىكوچند، رسول خدا است (ص) كه مردم را كوچانيد.
و اما گفتار تو «اشباه الناس» آنان شيعيان ما هستند و آنان دوست داران ما هستند و آنان از ما هستند و از اين رو ابراهيم (ع) گفته (٣٦- ابراهيم) پس هر كه پيروى من كند راستى كه از من باشد.
و اما گفته تو «النسناس» آنان اين انبوه بزرگند و با دست خود بجمع مردم اشاره كرد و سپس فرمود: (٤٤- الفرقان) نيستند ايشان جز بمانند چهارپايان بلكه ايشان در روش خود گمراهترند.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«و عن النسناس»
جزرى گويد نسناس بقولى يأجوج و مأجوجند بقول ديگر آفريدههائى بصورت مردم كه از سوئى بدانها مانند و از سوئى خلاف آنانند و آدميزاده نباشند و بقولى ديگر آدميزادهاند و از اين باره آن حديث است كه گويد تيرهاى از قوم عاد نافرمانى رسول خود كردند و خدا آنها را بصورت نسناس درآورد كه هر كدام را يك دست و يك پا بود از نيمه پيكر چون پرنده صوت زنند و چون جانور بچرند و نون آن مكسور است و گاهى مفتوح گردد.
«فرسول اللَّه افاض بالناس»
ظاهر آنست كه مراد از ناس در اين جا جز ناس در آيه است بنا بر اين تفسير و مقصود اينست كه ناس رسول خدا (ص) و خاندان اويند زيرا خدا در اين آيه بهمه مردم خطاب كرده كه بكوچيد از آنجا كه مردم كوچند و همه در اين امر فرمان رسول را بردند و با او كوچيدند پس ناس در حقيقت همان رسول است.
و محتملست گرچه بعيد است كه مقصود از ناس در اين جا و در آيه اهل بيت باشند و رسول (ص) امر بافاضه با اهل بيت خود كرده باشد و ابعد از آن تفسير برخى مفسران است كه مقصود از ناس ابراهيم و ديگر پيمبران است و استدلال امام باينكه رسول خدا مردم را كوچانيد اينست كه كوچ مردم به رهبرى آنها بوده نه اينكه همزمان با كوچ آنها بوده و مقصود اينست كه ناس بانبياء و اوصياء اطلاق شده و ما هم از آنهائيم.