ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢ - شرح
باسيرى و بردگى گرفته شده است و او نمىدانسته كه پدرش از يك قبيلهايست و در دوران جاهليت باسيرى رفته و بنده شده است مگر پس از اينكه چند پشت در دوران اسلام بنده بوده و سپس آزاد شده و فهميده كه چنين بوده است؟
گويد: در پاسخ فرمود: بايد خود را پسر همان پدرانى داند كه در دوران اسلام بنده شمرده شدند و با اين حال از همان قبيلهاى محسوبست كه پدرش در آن باسيرى رفته اگر كه پدر او خاندان معروف و شناختهشدهاى دارد در ميان آنها، وارث مىبرد از آنها و آنها هم از او ارث ميبرند.
شرح-
از مجلسى ره- «قوله اصاب اباه سبى» يعنى جدش از تيرهاى بوده است و در جاهليت اسير شده و از او عبدى متولد شده و پشت در پشت بنده بودند تا اسلام آوردند و در مسلمانى هم چند پشت در بندگى بودند و آخرى آزاد شده پس فرمود بآن پدرانى كه در كفر بنده بودند نسبت ندارد زيرا نسبت بكفار شايسته نيست و شايد مقصود اينست اولى و افضل چنين است- پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم از حديث چنين معنائى استفاده نمىشود و بلكه حديث مشعر بعكس آنست و ظاهرش اينست كه نسب او تا جد آزادش معتبر است و اين دوران چند پشت بردگى او ملغى است و باعث سلب نسب و منع ارث او نيست.
بهرهاى كه خداوند بمؤمنان داده است
٣١٠-
از امام باقر (ع) فرمود: راستى كه خداوند تبارك و تعالى بمؤمن سه خصلت عطا كرده است: ١- عزت در دنيا و آخرت ٢- پيروزى و كاميابى در دنيا و آخرت ٣- هيبت در دل ستمكاران.
شرح-
چون مؤمن هميشه براه حق ميرود و انجام وظيفه ميكند و انجام وظيفه كاميابى و پيروزيست گرچه بكشتن و برنج كشيدن برساند مانند شهداء پرافتخار و مبارزان راه حق و چون مؤمن حقست و نور است هميشه چراغى است در برابر ستم ظالمان كه جنايت و روسياهى آنان را فاش ميكند و از اين جهت است كه هيبت او در دل ظالمان مىافتد و در عين حالى كه با او دشمنند و شايد هم بر او مسلطند باز از او مىترسند و ميلرزند.