ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩ - ٢
اخلاط در قوام بدن بيشتر اثر دارد و چيزهاى ديگر را در آن چندان اثرى نباشد- پايان نقل از مجلسى «ره».
من گويم- در اين حديث متعرض طبايع جسم زنده شده است مثلا مانند تن يك انسان زنده.
طبيعت در فارسى بمعنى خوى ذاتى هر چيز است و در اصطلاح فلسفه طبيعى آن را بميل اول هر چيز مادى تفسير كردهاند و در اين حديث بمعنى تركيبات جسم انسان زنده بلكه هر جاندار زنده بكار رفته است و معروف است از فلسفه يونانى كه چهار طبع در تركيب هر جسمى وارد است و آنها را در اين شعر بيان كرده:
|
چار طبع مخالف سركش |
چند روزى شوند باهم خوش |
|
و اين چهار طبع عبارتست از:
١- هوا كه آن را گرم و تر دانند ٢- خاك كه آن را سرد و خشك دانند ٣- آتش كه آن را گرم و خشك دانند ٤- آب كه آن را سرد و تر دانند.
تركيب اجسام از اين عناصر با اين طبايع يك اصل ثابت يونانى بود كه هزارها سال فلسفه و طب و گياهشناسى و علوم ديگرى بر پايه آن دور ميزد و هزارها اصل و قانون فلسفى و طبى و گياهى بر آن استوار شده بود و چون دانش جديد بشرى تابش كرد اين اصل بىاصل شناخته شده و همه آن دستورها و بافتههاى هزارها سال انديشه دانشمندان بشرى ويران گرديد.
ولى مضمون اين حديث نظرى باين اصل فلسفى باطل شده ندارد و يك حقيقت زندهاى را بيان ميكند كه با اصول علمى امروزه وفق ميدهد.
١- يكى از طبيعتهاى مؤثر در جسم را هوا ميداند نه باعتبار اينكه يكى از اجزاء تركيبى جسم است بطورى كه فلسفه طبيعى يونان گفته بلكه باعتبار اينكه وسيله ادامه جريان تنفس است و در فرو بردن نفس مقدارى اكسيژن وارد ريه مىشود و با دو پره ريه كه بحساب دو باد بزن آفريده شده است خون حوضچه قلب را خنك ميكند و ازت آن را ميگيرد و با برآمدن نفس بخارج حمل ميكند و اگر در اين تعبير معجزآسا دقت شود كه ميفرمايد (هوائى كه زنده نميشود نفس جان دار جز بآن و نسيم آن) بخوبى اين دو اصل فيزيكى امروزه را بيان كرده است.
١- تنفس ركن زندگى هر موجود جاندارى است.
٢- اكسيژن هوا وسيله صحت جريان خون و سلامت آنست و از اكسيژن هوا در اين حديث بكلمه نسيم هوا تعبير شده است و بايد گفت چه تعبير شيوا و مفهومى است و در دنبال آن يك اصل علمى ديگر را بيان كرده است كه ميفرمايد:
آنچه درد و عفونت در تن است بواسطه هوا بيرون مىآيد
./ ١-/
و اين تشريح اينست كه با برآمدن نفس ازت و هر ماده سوختهاى كه در درون تن است خارج مىشود و تعبير بدو كلمه داء و عفونت در اين جا بسيار قابل توجه و كاملا منطبق بر اصول علمى امروز است.
٢-
طبيعت زمين كه مولد خشكى و گرمى است- اين تعبير هم با اصول علمى امروزه كاملا موافقست زيرا زمين داراى بسيارى از عناصرى است كه در ساختمان تن جانداران بكار رفته است