ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩ - ٢٨٣
است مقصود اين باشد كه در دوران غلبه اهل جور و كفر نامه سودمند نيست مگر داستان ابى ذر را نشنيدى، با اينكه محبوب خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله بود عثمان تبعيدش كرد و مگر داستان مروان را نشنيدى كه مطرود خدا و رسول (ص) بود با پدر خود و عثمان آنها را نواخت و در مدينه جاى داد و با اينكه در اين باره رسول خدا (ص) را مخالفت كردند و جلو آنها گرفته نشد چگونه مرا اطاعت كنند.
قوله
«انه ليس ينبغى»
شايد مقصود اينست كه چون عمده اختلاف بواسطه اختلاف درجاتست و آنان بايد با مردم باندازه عقل آنها سخن گويند نبايد مؤمن ناقص برادر كامل خود را بنشيب كشد و از او خواهد در فهم و تعقل بدرجه پست او گرايد و كامل هم نبايد دريغ كند كه ناقص را بپرورد تا بمقام خود رساند.
تفسير يك آيه
٢٨٣-
از ابى خالد كابلى از امام باقر (ع) فرمود (٣٠- الزمر) خداوند يك مثلى زده است مردى كه شريكانى بر سر او ستيزهگرند و مرديكه سازگار و سر بفرمان يك مرد است، آيا اين دو يك نمونهاند؟
در تفسير آن فرمود: اما آنكه شريكانى ستيزه بر سر او براه انداختند فلانى نخست بود كه دسته بنديهاى متفرق بولايت او گرد آمدند و با اين حال يك ديگر را هم لعن و نفرين ميكردند و از هم بىزارى ميجستند و اما آن مرد كه با مردى در سازش و اطاعت بود همان امام بر حق اول بود با شيعيان خودش.
سپس فرمود: راستى يهود پس از موسى هفتاد و يك فرقه شدند تنها يك فرقه آنها در بهشت است و هفتاد ديگر در دوزخ، ترسايان پس از عيسى (ع) هفتاد و دو فرقه شدند يك فرقه آنها در بهشت است و هفتاد و يك فرقه در دوزخ و اين امت پس از پيمبر خود (ص) هفتاد و سه تيره شدند كه هفتاد و دو تيره آنها در دوزخ است و يك فرقه در بهشت است و از اين هفتاد و سه فرقه سيزده فرقه باشند كه تشبث بولايت و دوستى ما