ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٢ - شرح
نازل كرد و در سوره فتح هم فرمايد خدا سكينه خود را برسولش و مؤمنان نازل كند و اختصاص نزول سكينه در اينجا بخود پيغمبر دلالت دارد كه مؤمنى بهمراه آن حضرت نبوده است و طبق قرائت ائمه اختصاص سكينه برسول خدا تصريح شده.
٥٧٢-
از عمار بن سويد گويد شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود در اين آيه (١٢- هود) فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ- شايد تو بعضى از آنچه وحى شود ترك كنى و تنگدل شوى از آن براى اينكه مىگويند خوب بود يك گنجى بر او نازل شود يا فرشتهاى بهمراه او بيايد (كه مؤيد او باشد).
پس فرمود: چون رسول خدا (ص) بوادى قديد رسيد بعلى (ع) فرمود اى على راستى من از پروردگارم درخواست كردم كه ميان من و تو دوستى افكند و اجابت كرد و از پروردگارم خواستم كه مرا و تو را با هم برادر سازد و اجابت كرد و از پروردگارم خواستم كه تو را وصى من گرداند و اجابت كرد و دو تن از قريش گفتند بخدا سوگند يك صاع (يك من تبريز تقريبا) خرما در يك مشك پوسيده نزد ما محبوبتر است از آنچه محمد از پروردگارش درخواست كرده است خوب بود از پروردگارش بخواهد يك فرشتهاى بهمراه او كند كه او را در برابر دشمنش يارى دهد يا يك گنجى باو بدهد كه از اين بينوائى و ندارى خود توانگر و ثروتمند شود بخدا كه براى هيچ حق و باطلى بدرگاه او دعا نكرده مگر اينكه از او اجابت كرده است و خداوند سبحانه و تعالى اين آيه را نازل كرد كه «شايد تو ترككننده باشى بعضى از آنچه بتو وحى شود و از آن تنگ دل شوى تا آخر آيه.
شرح-
از مجلسى ره- قوله تعالى فَلَعَلَّكَ تارِكٌ مفسران از ابن عباس روايت كردهاند كه سروران قريش در مكه نزد رسول خدا (ص) آمدند و گفتند اى محمد اگر تو رسول خدائى اين كوههاى اين مكه را براى ما بدل بطلا كن يا فرشتهها بياور كه بنبوت تو گواهى دهند و خدا اين آيه را نازل كرد.