ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٧ - شرح
عمل خير بنده هم بدرگاه خدا نسبت بمقام او گستاخى است و ثوابى كه عطا ميكند بمانند كفاره و جبران آنست.
قوله
«و اهل الفضيلة في الحال»
مقصود از آنها ائمه و امراء و علمائند و مردمان پرنعمت و توان گر زيرا چون تكاليف بزرگترى دارند مانند جهاد در راه خدا و اقامه حدود و شرايع و احكام و امر به معروف و نهى از منكر بكمك مردم نيازمندترند.
و محتملست مقصود از اهل فضيلت همان علماء باشند زيرا در تكليف امر بمعروف و نهى از منكر كه مسئول آنند نياز بياورانى دارند و مقصود از اهل نعم توانگران باشند كه بيشتر مسئول پرداخت حقوق الهيه هستند چون خمس و زكاة و نيازمند بفقراء هستند كه آن را قبول كنند و بشهود و گواهان ديگران.
دنباله حديث خطبه امير المؤمنين (ع):
يكى از قشونيهاى حضرت او كه گمنام بود و گفته شده است جز همان روز در لشكرش خودنمائى نداشت رشته سخن را بدست گرفت و چنين پاسخ گفت.
خداى عز و جل را خوب ستايش كرد بخاطر آزمايشى كه از آنها كرده و از اينكه حق آن حضرت را بر آنها واجب ساخته (و اين نعمت رهبرى حق را بآنها داده است) و اعتراف كرد بهمه آنچه كه ياد كرد از تغيير احوال در باره خودش و آنان (يعنى اعتراف كرد كه رهبران خلاف حق بر امور تسلط يافته بودند و اوضاع را فاسد و تباه كردند) سپس گفت:
تو فرمانده و امير ما هستى و ما رعيت توايم بوسيله تو خداوند عز و جل ما را از خوارى نجات داد و بعزت بخشى تو بندههاى خود را از زير كند و زنجير ستم خلفاء ناحق آزاد كرد تو براى ما راهى انتخاب كن و ما را بدان راه ببر و مشورتى طرح كن و در رأى و نظرى كه تصميم گرفتى پيش برو و ما را بدان وادار زيرا تو گويندهاى باشى مصدق و حاكمى باشى موفق و سلطانى با قدرت و نفوذ و ما به هيچ وجه نافرمانى تو را روانشماريم و هيچ علم و دانشى را با دانش تو قابل سنجش ندانيم منزلت و مقام تو بدين جهت نزد ما بزرگ است و فضل و تقدمت در خاطره ماها والا است.