ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٥ - ٥٥٠
بحق و عدالت رفتار كرده است ولى خدا هم حق خود را بر مردم همين مقرر كرده كه او را پيروى كنند و كفاره و جبران طاعت آنان را بپاداش نيك بر خود مقرر داشته از راه تفضل و بخشش و كرم و توسعه بخشى بدان چه او بيش از آنها اهل و شايسته آنست.
سپس از حقوق خود شمرده است حقوقى را كه بر مردم نسبت بهمديگر فرض و مقرر داشته و آنها را رو برو در برابر هم قرار داده است و برخى برخى را بايست كند و برخى لازم نيايد جز در برابر بعضى ديگر.
بزرگترين اين حقوق واجبه خدا تبارك و تعالى حق والى و سرپرست است بر رعيت و حق رعيتست بر والى در برابر آن كه خدا عز و جل آن را براى نفع هر دو طرف بر يك ديگرشان مقرر و مفروض داشته است و آن را مايه نظام الفت و آميزش آنان ساخته و وسيله عزت دين و پايش سنتهاى حق در ميان آنها.
پس نميشود كه حال رعيت خوب شود و رعيت صالح گردد جز بصلاحيت و لياقت واليان و سرپرستان خود و حال واليان هم بهبود نشود و بر اجراء حق و عدالت توانگر نگردند جز با استقامت و درستكارى رعيت و هر گاه رعيت حق والى را ادا كند و والى هم حق رعيت را به پردازد حق ميان آنها عزيز و محترم باشد و روشهاى ديانت ميانشان برپا بود. و معالم عدالت بر جا و سنتها و روشهاى عدالت جارى و برملا و باين وضع زمانه خوب گردد و زندگانى خوش باشد و دولت زمينه بقاء دارد و دشمن نوميد و بىنوا است و هر گاه رعيت بر والى و سرپرست خود چيره شد و در برابر او ايستاد و والى هم بر رعيت دست اندازى و گردنفرازى كرد اين جا اختلاف كلمه با ديد آيد و مطامع ناحق آشكارا شود و دغلى در دين و قانون فراوان گردد و عمل بر طبق سنتهاى الهيه متروك گردد و بدلخواه عمل شود و مقررات قانون تعطيل گردند و امراض روحى بسيار شوند و از تعطيل حد و مجازات سترك و مهم هراسى نشود و نه از ناحق بزرگى كه در جامعه ريشه بندد و بنيادگذارى شود.