ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٣ - شرح
دنباله حديث ٥٤٩ هشام- من گفتم اين بخدا سوگند چيزيست كه نميدانم و از هيچ كدام از اهل حساب هم چنين چيزى را نشنيدم كه بگويند و مذاكره كنند.
امام صادق (ع)- ستاره سكينه چند جزء از تابندگى زهره را دارد؟
هشام- بخدا سوگند من نام اين ستاره را تاكنون نشنيدهام و نشنيدم كسى از مردم نام آن را ببرد.
امام صادق (ع)- سبحان اللَّه شما يك ستاره را بكلى ناديده گرفته و از نظر انداختهايد پس بر چه اساس حساب كنيد؟
امام صادق- زهره چند جزء از تابندگى ماه را دارد؟
هشام- اين چيزيست كه كسى جز خدا عز و جل نميداند.
امام صادق (ع)- ماه چند جزء از تابندگى و روشنى آفتاب را دارد؟
هشام- من اين را نميدانم.
امام صادق (ع)- راست گفتى سپس فرمود: چه شده است كه دو قشون برابر هم شوند و هر كدام منجم و حسابگرى دارند اين بسود لشكر خود حساب كند كه پيروزى با آنها است و آن ديگرى حساب ميكند كه پيروزى با آنها است سپس با هم جنگ ميكنند و يكى ديگرى را شكست ميدهد پس نحس باعث شكست كجا بوده است؟
هشام- نه، بخدا سوگند من اين را نميدانم.
امام صادق (ع)- راست گفتى اصل حساب حقست ولى اين را نميداند مگر كسى كه ولادت همه خلق را بتواند حساب كند و بداند.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«ما بال العسكرين»
اين بيان خطاء منجمانست كه هر منجمى نسبت بقشون طرفدار او حكم پيروزى ميدهد و پندارد كوكب و طالع سعدى كه ديده تعلق باو دارد و اين براى اينست كه احاطه ندارند بارتباط ستارهها با مردم.