ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٠ - ٥٤٨
هستند؟ گفت امروزه عالم آنها كيست؟ گفته شد محمد بن على بن حسين بن على (ع) است.
گويد او با سران اصحاب و شاگردانش كوچيد (ظاهرا از بصره حركت كرده است) تا بمدينه رسيد و اجازه خواست تا خدمت امام باقر (ع) شرفياب شود، بامام عرض شد اين عبد اللَّه بن نافع است كه قصد شرفيابى دارد.
امام فرمود: او از من و پدرم در بامداد و پسين بيزارى ميجويد با من چه كار دارد؟ ابو بصير كوفى عرضكرد قربانت راستى اين مرد پندارد كه راستش اگر بداند ميان دو قطر زمين كسيست كه بوسيله مركبها باو دسترسى است و او بروى ثابت و مدلل ميكند كه على (ع) اهل نهروان را بحق كشته و در باره آنها ستمكار نيست نزد او كوچ ميكند تا اين حقيقت را بفهمد، امام باقر (ع) فرمود بنظر تو اين مرد آمده تا با من مناظره كند؟ گفت آرى، فرمود اى غلام برو بيرون و بار او را فرود آر و باو بگو فردا نزد ما بيا.
گويد چون بامداد فردا شد عبد اللَّه بن نافع با سران و پهلوانان اصحابش حاضر شد و امام باقر (ع) فرستاد همه مهاجرزادگان و اولاد انصار را جمع كرد و دو جامه سرخ رنگ در بر كرد و نزد مردم بيرون آمد و رو بهمه مردم كرد و گويا يك ماه پاره بود و فرمود:
سپاس مر خدائى را سزاست كه ما خاندان را بپيامبرى خود ارجمند داشت و بولايت و دوستى خود برگماشت آيا گروه زادگان مهاجر و انصار هر كدام شما منقبت و مدحى در باره على بن ابى طالب دارد بايد بر خيزد و بازگويد و فراياد آرد.