ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٥ - شرح
گفتم نه بخدا سوگند خوش ندارم كه دنيا و هر آنچه در آن از طلا و نقره است از من باشد و من بر خلاف عقيده و مذهبى باشم كه اكنون دارم.
گويد فرمود هر كه از شماها توانگر باشد بايد شكرگزار خدا باشد راستى خدا عز و جل فرمايد (٧- ابراهيم) اگر شكر كنيد ما براى شما بيفزائيم- و خدا سبحانه و تعالى فرمايد (١٢- سبأ) بگذاريد اى آل داود شكر نعمت را و كمى از بندههايم شكرگزار بحق باشند- نسبت به خداوند خوشبين و خوشگمان باشيد زيرا امام صادق (ع) ميفرمود: هر كه بخدا خوشبين باشد خدا طبق نظر او باشد و هر كس باندكى از روزى خشنود باشد خدا كردار اندك او را بپذيرد و هر كس بكم حلال راضى باشد هزينه او سبك است و خانوادهاش اندر نعمت باشند و خدا او را بدرد دنيا و درمان آن بينا سازد و سالم او را از آن برون برد و بدار السلام رساند.
شرح-
طاهر كه در كلام امام (ع) است مقصود أبو الطيب يا ابو طلحه طاهر بن حسين بن مصعب بن رزيق بن ماهان است كه ذو اليمينين لقب دارد والى خراسان بوده و از بزرگترين سرداران مامون عباسى است و مبارزان براى تثبيت دولت او، جدش رزيق بن ماهان يا باذان گبر بوده و بدست طلحة الطلحات خزاعى مشهور بكرم كه والى سيستان بود مسلمان شد و بولاء او درآمد و او را خزاعى ميگفتند و او است كه بفرمان مأمون از خراسان بجنگ برادر او امين محمد پسر زبيده رهسپار شد چون بيعت مأمون را خلع كرده و او را بر كنار ساخته بود و امين على بن عيسى بن ماهان را بدفع او فرستاد و در رى بهم برخوردند و على بن عيسى كشته شد و قشون امين شكست خورد و طاهر تا بغداد پيشرفت و هر چه شهر و ديار در راهش بود بتصرف خود درآورد و بغداد را محاصره كرد و امين را كشت- در سال ١٩٨ هجرى و سر او را بخراسان برد و خلافت را بمأمون منتقل كرد و چون مأمون بخلافت مستقل شد بطاهر كه در عراق والى بود نوشت كه هر چه از شهرها را فتح كرده است از عراق و بلاد جبل و فارس و اهواز و حجاز و يمن همه را بحسن بن سهل واگذارد و خود بولايت رقه و موصل و بلاد جزيره و شام و مغرب رود و وى در آنها بسر برد تا مأمون خود به بغداد آمد و او بخدمت وى رسيد و مأمون براى اخلاص و خدمتش او را رعايت كرد و ملقب بذواليمينين ساخت براى آنكه در هنگام نبرد با عيسى مردى را با دست چپ خود بشمشير زد و او را بدو نيم كرد و شاعرى در باره او گفت:
(تو را هنگام ضربت راست باشد هر دو دست).