ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٢ - ٥٣٦
و ١٢ شب از ماه ربيع الاول گذشته ظهر هنگام وارد مدينه شد و در قبا منزل كرد و نماز ظهر را باز هم دو ركعت خواند و عصر را هم دو ركعت خواند.
سپس پيوسته در قبا ماند و انتظار ورود على (ع) را برد و نمازهاى پنجگانه را دو ركعت دو ركعت خواند و ميزبانش عمرو بن عوف بود و ١٠ تا ٢٠ روز نزد آنها ماند و به او عرضه مىداشتند تو در نزد ما ميمانى تا مسجد و منزلى برايت تهيه كنيم، ميفرمود: نه، من منتظر ورود على بن ابى طالب هستم و به او فرمان دادم خود را بمن برساند و تا او نيايد وطن اختيار نكنم و او بسيار زود خواهد آمد ان شاء اللَّه على (ع) آمد و هنوز پيغمبر (ص) در خانه عمرو بن عوف بود و با وى در آنجا منزل كرد سپس چون رسول خدا على را بهمراه خود يافت از قبا بمحل بنى سالم بن عوف منتقل شد و على بهمراه او بود و روز جمعه هنگام برآمدن خورشيد بود و براى آنها مسجدى نقشه كشيد و قبله آن را ساخت و نصب كرد و در آن دو ركعت نماز جمعه با دو خطبه خواند.
سپس همان روز بر پشت شتر خود سوار شد و بمدينه رفت و على (ع) همراهش بود و از او جدا نميشد پابپاى او ميرفت و رسول خدا بهر تيره از انصار كه گذر ميكرد برابر او قيام ميكردند و از او درخواست مىنمودند كه نزد آنها منزل كند و در جواب آنها ميفرمود مهار ناقه را رها كنيد كه او خود مأموريت دارد و ناقه رسول خدا را آورد و آورد چون مهار آن بر سرش انداخته بود و رها بود تا رسيد بهمين جا كه اكنون مىبينيد و با دست خود اشاره به درب مسجد رسول خدا (ص) كرد همان درى كه نزد آن بر جنازه مردهها نماز ميخوانند ناقه در اين جا ايستاد و به زانو درآمد و خوابيد و پوزه خود را بر زمين نهاد و رسول خدا (ص) از پشت آن به زير آمد و ابو ايوب انصارى شتافت