ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٩ - شرح
(مسيلمه را رحمان يمامه مىناميدند- از مجلسى «ره»)- ولى بنويس چنانچه ما مىنويسيم بسمك اللّهم.
رسول خدا (ص)- بنويس اينست كه رسول خدا با سهيل بن عمرو در باره آن حكم ميكنند و هم نظرند و قرارداد ميكنند.
سهيل بن عمرو- اگر تو را رسول خدا ميدانيم پس در باره چه با تو نبرد و مبارزه ميكنيم.
رسول خدا (ص)- من رسول خدايم و من محمد بن عبد اللَّه هستم.
مردم مسلمان- هم آواز گفتند تو رسول خدا هستى.
رسول خدا (ص)- بنويس، نوشت اينست كه محمد بن عبد اللَّه در باره آن حكم ميدهد.
مردم همه- تو رسول خدا هستى.
در ضمن قرارداد اين ماده وجود داشت كه از طرف مشركين شرط شد:
هر كس از ما نزد شما گريخت و پناهنده شد او را بما برگردانيد و تحويل ما بدهيد و رسول خدا او را بكيش خود بزور واندارد و هر كس از شماها گريخت و بما پناهنده شد او را بشما برنگردانيم (يعنى بزور او را از مسلمانى برگردانيم).
رسول خدا (ص) فرمود ما بدين افراد گريز پاى نيازى نداريم- و از طرف مسلمانان اين شرط در آن درج شد كه در ميان شما خداپرستى آشكارا باشد و نهانى نباشد (يعنى آزادى در ديانت براى مسلمانان در مكه محفوظ باشد) و كار آزادى مسلمانى در مكه بآنجا رسيد كه از مدينه براى آنها كفش و يا پرده هديه ميفرستادند و هيچ حكميت و قراردادى براى مسلمانان از اين قرار و صلح حديبيه با بركتتر نبود و كار تا آنجا كشيد كه نزديك شد اسلام بر اهل مكه سراسر نفوذ يابد و مسلط شود.