ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٠ - ٤٥٥
خطرناكى بود و اگر على (ع) شمشير مىكشيد و كشت و كشتارى براه ميانداخت همه از ظواهر اسلام هم برميگشتند.
و حفظ ظاهر اسلام لازم بود از دو جهت:
الف- خود ظاهر اسلام يك قوانين مدنى و انسانى است كه در برابر وضع تاريك و جاهليت ارزش اجتماعى داشت و پايه و مايه يك مدنيتى بود كه قرنها مردم گمراه را براحت و مدنيت هدايت كرد و مىكند.
ب- با حفظ ظاهر اسلام ممكن بود رشته حق و حقيقت محفوظ بماند و واقعيت تعليمات اسلام در مقررات مذهب شيعه ميان بشر ترويج شود و كم كم مردم با فهم دور و نزديك بدان پى ببرند و اگر رشته مسلمانى از هم گسيخته مىشد حقيقت ناگفته ميماند و نياز بدستگاه بعثت پيغمبرى ديگر بود با توجه باين معانى روشن است كه على (ع) در آن موقع جز سكوت و تحمل مظلوميت و سازش با مخالفان خود بنفع اسلام چارهاى نداشت.
در اين ضمن امام ميفرمايد پذيرش همين ظواهر اسلامى از مردم ساده و بىغرض وسيله نجات آنها هم هست و در حقيقت مستضعفان از مخالفان كه عداوت و دشمنى با حق نكردند و ندانسته پيرو خلفاء ناحق بودند اهل نجات هستند و در حكم جاهل قاصرند.
٤٥٥-
از عبد الرحيم قصير گويد به امام باقر (ع) گفتم: راستى مردم هراس ميكنند هر گاه گوئيم كه مردم مرتدند.
فرمود: اى عبد الرحيم راستش پس از وفات رسول خدا (ص) مردم بجاهليت بازگشتند، انصار كناره گرفتند از ابو بكر ولى براه خوبى نرفتند با سعد بن عباده بيعت ميكردند و اين رجز دوران جاهليت را هم ميخواندند:
|
اى سعد توئى اميد مردم |
تابيده دو گيسويت چه گژدم |
|
هر دشمن و خصم تو شود گم شرح- از مجلسى ره- قوله
«يرتجزون»
فيروزآبادى گفته رجز بحركت جيم نوعى شعر است كه وزن آن شش بار مستفعلن است آن را رجز گفتهاند براى اينكه اجزائش بهم نزديك و حروفش اندك و مختصر است.
خليل گفته رجز شعر نيست بلكه نيم بيت و يك سوم بيت است.
قوله
«انت المرجا»
- از رجاء است و فحلك المرجم يعنى دشمنت مطرود و رانده و گم باد.