ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٢ - شرح
رفت ابراهيم (ع) از آن بىزارى جست.
گويد گفتم: قربانت راستى آنها مىگويند خورشيد در خواب خليفه يا پادشاه است؟ در پاسخ فرمود من تو را نائل بخلافت ندانم و در پدران و نياكانت پادشاه نبوده است و كدام مقام خلافت و شاهى از ديندارى بزرگتر است و از روشنى دل كه مايه اميدوارى تو است برفتن بهشت، راستى آنها غلط مىگويند گفتم قربانت راست فرمودى.
شرح-
از مجلسى ره- قوله تعالى بازِغَةً يعنى تابان شايد استشهاد امام (ع) به اينست كه ابراهيم پس از ديدن خورشيد و ديگرگونى احوالش رهبرى شد يا رهبرى خود را آشكار كرد و تابيدن خورشيد بر سر تو نشانى رهيابى تو است بكيش استوار.
يا اينكه چون خورشيد در ميان ديدنىها تابندهترين روشنىها است تا آنجا كه ابراهيم براى همراهى با تيره خود و اتمام حجت بر آنها گفت اين است پروردگار من و براى چيره بودن روشنى و آشكاريش آن را ببزرگى ستود و سپس چون ناپديد شد بىزارى جست و در خواب امور معنويه بنمونه امور حسيه در آيند براى مناسبتى كه ميان آنها است و سزاوار است كه اين نور تابندهترين نورها باشد در عالم معنا و آن جز دين حق نباشد و معنى نخست از نظر لفظ روشنتر است و معنى دوم از نظر معنا و اللَّه يعلم.
قوله
«و لم يكن في آبائك»
- از اين عبارت روشن شود كه خواب هر كس تعبير مخصوص بخود او دارد و ممكن است مقصود تخطئه اصل تعبير معبران باشد نه اينكه در اين مورد بخصوص نادرست است پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم تعبير خواب يك نحو الهامى است كه باهل آن نصيب مىشود و نيازمند روحى پاك و دلى تابناك است چون روح و دل پيمبران و امامان و كسانى كه با آنها پيوسته و همرازند و حقيقتش اينست كه چون عقل و حدس انسانى در عالم خواب بيدار است بسا كه فعاليت كنند و بر اثر تابندگى آنها حقيقتى بر آنها كشف شود چنانچه در پرتو خرد و حدس مردم بيدار چيزهائى بفهمند از گذشته و حال و آينده و درست باشد ولى در عالم خواب كشفيات خرد و حدس انسانى با تركيبات خيال و بافندگىهاى بىواقع و هم در هم آميزد و حق و باطل و درست و نادرست بهم مخلوط گردد و معبر كامل بذوق و سليقه خود كه مبدء الهام است مىتواند حق و باطل را از هم جدا كند و رؤيا را تجزيه و تحليل كند و بصورت واقعيت آن تشخيص دهد و آن يك روش تحليل و تجزيه جبرى لازم را دارد و من شرح آن را در كتاب كانون عفت قرآن تفسير سوره يوسف نوشتم بدان جا مراجعه شود.
خوابى كه در اين حديث طرح شده درك نورانيت سر بوده كه تشعشع درست مغز را نشان مىدهد و پرتو درست مغز همان دين و حكمت است و با نيروى خيال كه آميخته بصورت تابش خورشيد است درك شده است.
و امام اين صورت خيالى را از آن جدا كرده و حقيقت آن را كشف كرده و براى آن مثلى از درك