ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٣ - شرح
و آن را به زور بردند بىعذر و بىحق و بىدليل.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«لقد بيع الرجل»
فاضل استرآبادى گفته مقصود اينست كه آنچه بنام خراج و ماليات يا مقاسمه و حق الارض يا بنام خمس و ماليات گرفته شود بر آنها كه از طرف حكومت جائره گيرند حرامست و اگر دولت حق ظاهر شود مرد باشد كه نفس عزيز خود را بفروشد بكسى كه در او رغبت خريدارى هم ندارد (يعنى بكسادى و با كمال اصرار). «و لا يريد» براء بىنقطه است و در ذكر لا مبالغهايست لطيف چنانچه در لفظ بيع از باب تفعيل مبالغه لطيف ديگرى است انتهى.
من گويم شايد او لفظ كريمه را بنصب خوانده كه مفعول بيع باشد و كلمه نفسه عطف بيان يا بدل آن گرفته و اظهر اينست كه بيع بصيغه مجهول خوانده شود و الرجل نائب بجاى فاعل او باشد و مرفوع باشد و الكريمه عليه نفسه صفة او باشد.
يعنى امام يا كسى كه از جانب امام اجازه دارد و صاحب اختيار خمس و خراج و غنائمست آن مخالفى كه از اين اموال تولد يافته بنده خود داند و او را بفروشد با اينكه پيش خود عزيز و كريمست و در بهاى او زياده نطلبد و او را بمزايده نگذارد در اين صورت لا يزيد به زاء نقطه دار و مطابق با اكثر نسخهها است.
قوله
«ليفتدى بجميع ماله»
يعنى هر چه دارد بدهد كه خود را از بندگى آزاد كند و براى او ميسر نگردد زيرا امام از او نپذيرد.
دنباله حديث ٤٣١:
من گفتم قول خدا عز و جل (٥٢- التوبه) آيا براى ما انتظارى داريد جز يكى از سر انجام نيك- فرمود مقصود يا مرگ در طاعت خدا است و يا درك ظهور امام و ما در باره آنها با اين وضع سخت و ناهنجارى كه داريم اينست كه خداوند از پيش خود عذابى دردناك بدانها برساند.
فرمود مقصود از آن مسخ است- يا بدست ما آنها را عذاب كند و آن قتل و كشتار آنها است، خدا عز و جل (در دنبال آن) خطاب به پيغمبرش فرمود بآنها بگو شما انتظار بريد زيرا ما انتظار ميبريم براى شماها- و مقصود انتظار وقوع بلا است بدشمنان آنها.
شرح
- از مجلسى ره- قوله تعالى هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ مفسران گفتهاند مقصود پيروزى و يا شهادت در راه خدا است و شايد منظور خبر اينست كه ظاهر آيه متوجه اينانست و باطنش متوجه به شيعه است در دوران عدم تسلط حق زيرا شيعه هم در اين حال بانتظار يكى از دو سر