ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٩ - ٣٩٩
اى ابا محمد نزديك من بيا من نزديك او رفتم و بر او سلام دادم، و از پشت سر خود آوازى شنيد و فرمود اين جنجال چيست كه بلند است؟ من گفتم اينها جمعى از مرجئه و قدريه و معتزلهاند، فرمود راستى كه اين مردم مرا مىخواهند برخيز برويم من با او برخاستم و چون او را ديدند همه بسوى او برخاستند و امام (ع) بآنها فرمود دست از من بداريد و مرا نيازاريد و در معرض تعرض سلطان قرار ندهيد زيرا من بشما فتوائى نخواهم داد سپس دست مرا گرفت و آنها را گذاشت و چون از مسجد بيرون آمد بمن فرمود:
اى ابا محمد بخدا اگر ابليس بعد از گناه و تكبر خود بآدم (ع) تا دنيا عمر دارد براى خدا عز و جل سجده كند براى او سودى ندارد و خدا عز ذكره از او نپذيرد تا آنكه طبق دستور خدا عز و جل براى آدم سجده كند و چنين باشند اين امت گنهكار و فريب خورده پس از پيغمبر خود و پس از اينكه واگذاشتند امامى را كه پيغمبرشان برايشان معين كرد و منصوب نمود و هرگز خدا تبارك و تعالى از آنها عملى را نپذيرد و حسنهاى را براى آنها بالا نبرد تا از آن راهى كه خدا عز و جل براى آنها مقرر ساخته بروند و پيروى كنند از آن امامى كه خداوند بولايت او فرمان داده است و از آن درى درآيند كه خدا عز و جل و رسولش براى آنها گشادهاند.
اى ابا محمد راستى خداوند بر امت محمد (ص) پنج فريضه مقرر ساخته كه عبارت از نماز و زكاة و روزه و حج و ولايت ما است و در باره چيزهائى از آن چهار فريضه بدانها رخصت داده است و ارفاق كرده است و براى احدى از مسلمانان در ترك ولايت ما رخصتى بهيچ وجه نداده است نه بخداوند در آن رخصتى نيست.