ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٥ - شرح
رسول خدا (ص) رفت تا سه بار اين كار تكرار شد و در هر بار رسول خدا (ص) دعا ميكرد تا زمين چهار دست و پاى اسب او را فرو ميبرد و چون بار سوم او را رها ساخت گفت يا محمد اين رمه شتران منست در برابر تو و غلام من همراه آنها است اگر نياز بشتر براى سوارى و يا بشير براى غذا دارى از آنها استفاده كن و اين هم يك تير از تركش من بنشانى بگير و من هم برمىگردم و آنها كه تو را دنبال ميكنند از راه بازمىدارم.
پيغمبر (ص) در پاسخ فرمود: ما نيازى بدان چه در دست تو است نداريم.
مژده پيروزى شيعه و شرط آن
٣٧٩-
از ابى الجارود از امام باقر (ع) فرمود آنچه كه انتظارش را ميبريد نخواهيد ديد (تا در رياضت و كشتن نفس اماره بآن جا رسيد كه هيچ خودخواهى و خودبينى در وجود شما نماند) و چون يك دسته بز بىجان باشيد كه شكارچى بهر جاى شما خواهد دست نهد براى خود شرف خاندانى بحساب نياوريد و در كار خود پشتوانهاى در نظر بگيريد كه بدان پشت دهيد.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«ليس لكم شرف ترقونه»
شرف با حركت راء بمعنى علو و مكان عالى است بنا بر اولى مقصود اينست كه براى شما در نظر مردم هيچ اعتبار و آبروئى بجا نماند كه بوسيله آن بتوانيد آزار از خود بگردانيد.
و گويا شرف را بمحل بلندى تشبيه كرده كه بوسيله آن از سيول فتن و حوادث احتراز مىتوان كرد و بنا بر دوم مقصود پناهگاه و دژ است- پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم چنانچه در ضمن ترجمه اشاره شد مقصود بيان يك حالت اخلاقى و اجتماعى بسيار مترقى است كه قابليت تحمل حكومت عاليه، قانون درست، عدالت معنويه اسلام را داشته باشد و آن عبارت از محو هر گونه شخصيت و خودخواهى است و سلب هر گونه دستهبندى و خوددارى در برابر قانون كلى و عمومى عدالت و در حقيقت هر فرد در جامعه حل شده باشد و جز همان صرف قانون پشتيبانى و نگهدارى براى خود درك نكند.