كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٩ - دو پاسخ از اشكال مزبور
اللهَ وَ الّذِينَ آمَنُوا[١] كه خدعه يكطرفه منافقان نسبت به خدا و مؤمنان را بيان مىكند، و مثل «عاجله بالعقوبة»، «خالع المرأة»، «بارزه بالمحاربة» كه در همه اين موارد به معناى فعل مجرد است و بر عجله كردن مولى در عقوبت، طلاق خلع دادن مرد، مبارز طلبيدن و ... دلالت دارد. بر اين اساس «مبادله» هم در تبديل بايع استعمال شده و استعمال كاملًا صحيحى است و نيازى به تغيير عبارت نيست.
نقد پاسخ محقق اصفهانى: متبادر و متفاهم عرفى از باب مفاعله مشاركت و بينالاثنين بودن است و براى فهم معناى حقيقى تبادر، بهترين راه است و مواردى كه بهعنوان شاهد مثال در كلام محقق اصفهانى ذكر شد، حداكثر استعمال را دلالت مىكند كه اعم از حقيقت و مجاز است و قرينه لازم دارد. موارد فوق، دليل بر اين نمىشود كه از مبادله، حقيقتاً تبديل بايع اراده شود.
٢. پاسخ امام راحل:[٢] واژه «بيع» گاهى در مقابل «شراء» استعمال مىشود، مثل «باع» و «اشترى»، «بايع» و «مشترى» و ...، در اين اطلاق از بيع، خصوص فعل بايع اراده مىشود كه كارش ايجاب و اعطا و تبديل از طرف خودش است و فعل مشترى جداست و در اين اطلاق، تعبير مبادله و معامله و مانند آن درست نيست. ولى گاهى «بيع» در مقابل «اجاره»، «نكاح»، و مانند آن بهكار مىرود، در اين اطلاق از «بيع»، معامله خاصى اراده مىشود و الفاظ مخصوص، شروط، احكام و اقسامى دارد؛ چه اينكه از «اجاره»، معامله خاصى اراده مىشود كه مركب از ايجاب و قبول است و ميان دو طرف است؛ يا يك نفر به نيابت يا به وكالت از دو طرف، عقد را واقع مىسازد. مقصود فقها از «كتاب البيع» به همين معناست. مراد قرآن از وَذَرُوا البَيْع[٣] و أحَلّ اللهُ البَيْع[٤] و مراد روايات
[١]. بقره( ٢): ٩.
[٢]. كتاب البيع، ج ١، ص ٦٩.
[٣]. جمعه( ٦٢): ٩.
[٤]. بقره( ٢): ٢٧٥ ..