كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٤٢ - تعاريف بيع در اصطلاح فقها
٧. امام راحل در كتاب بيع تعريف مصباح المنير[١] را محكمترين تعريف دانسته و بيع را به مبادله مال به مال تعريف نموده است[٢] و در ادامه برخى از توهّمات و شبهات را از تعريف رفع كرده و پاسخ داده است كه انصافاً دفاع ايشان از تعريف، كاملًا متين و حكيمانه است و جاى چون و چرا براى كسى باقى نمىگذارد.[٣]
در پايان مىگوييم: مفهوم بيع از مفاهيم واضح و بديهى است و هر كسى از آن معناى روشنى در ذهن دارد و بر آن اساس واژه بيع را در موارد خودش استعمال مىكند. بر اين اساس تعريفهاى مذكور هيچكدام ماهوى نيست تا جاى ايراد و اشكال باشد بلكه از نوع تعريف لفظى است كه عبارتى را به عبارت بهتر ادا مىكنند. پس معيار، فهم عرف است؛ آنگاه در مواردى كه صدق عرفى محرز است احكام بيع جارى مىشود و در مواردى كه عدم صدق محرز است احكام بيع را ندارد. آرى موارد شك (شبهه مصداقيه) نيز وجود دارد كه صدق بيع مشكوك است، در اين موارد فقيه به عمومات و اطلاقات وجوب وفا به عقود، و تجارت و مانند آن مراجعه مىكند. و اگر به هر دليل نتواند به آنها رجوع كند، آخرين راه، مراجعه به اصول عمليه است. تا اينجا بحثهاى مقدماتى مطرح شد.
تعريف بيع نزد فقهاى اهل سنّت: در كتاب الفقه على المذاهب الأربعه در اوّل كتاب احكام بيع در متن كتاب مىخوانيم: «تعريفه: في اللغة: مقابلة شيء بشيءٍ ... وقال بعض
[١]. المصباح المنير، ج ١، ص ٦٩.
[٢]. كتاب البيع، ج ١، ص ٦٨.
[٣]. همان، ص ٦٨ و ٧٠ ..