كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٠٠ - وكيل تامالاختيار بودن صبى
١. بيان امام راحل. حضرت امام از راه نكته عقلايىِ اختيار و عدم استقلال وارد بحث شده است كه بهصورت خلاصه از اين قرار است: از نظر عقلا سرّ عدم استقلال صبى و محجور بودن او از تصرّف اين است كه سرمايه يك عمر زندگى را در آغاز راه از بين نبرد و وابسته و محتاج ديگران نشود و اهل بازار سرمايه او را به ثمن بخس از او نستانند و .... همين نكته در صورت اذن كلى و استقلال در تصرف صبى به دنبال اذن، وجود دارد، بنابراين باز هم معاملات او نافذ نيست.[١]
٢. آيه كريمه. آيه اطلاق دارد و به قول مطلق، بلوغ و رشد را شرط دانسته است و بدون اين دو امر طفل را محجور مىداند. ديگر اينكه آيه قيد نكرده است كه اگر بدون اذن ولىّ باشد صحيح نيست.
وكيل تامالاختيار بودن صبى
كودك مستقل نيست امّا وكيل تامالاختيار ولىّ است و به وكالت از او در اموال خويش تصرف مىكند و وارد معامله مىشود؛ حكم اين فرض چيست؟ آنچه در صورت قبل ذكر شد در اينصورت هم طابقالنعل بالنعل جارى و سارى است.
آيا غير بالغ در مجرد انشاى صيغه عقد يا ايقاع هم استقلال ندارد و محجور است و عبارت او كالعدم است؟ يا در اين جهت مأذون است و مسلوبالعباره نيست؟ اين صورت از آيه كريمه استفاده نمىشود؛ زيرا طفل در مال خود يا ديگران تصرف نكرده است تا نافذ نباشد، بلكه صرفاً در زبان خود تصرّف كرده و پس از اينكه ولىّ طفل تمام كارها را مهيا كرد و مقدمات را فراهم ساخت و با طرف توافق كرد، به كودك اجازه مىدهد كه صيغه بيع را به وكالت از ولىّ اجرا كند، و اين فرض از حوزه مفاد آيه بيرون است لذا بايد از روايات و فتاوا استفاده شود كه در ادامه مطالب، بررسى خواهدشد.
[١]. كتاب البيع، ج ٢، ص ٢١- ٢٢ ..