كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٧٢ - تعريف توريه
لبنانى در أقرب الموارد مىگويد:
ورّى تورية الشيء: أخفاه، وعن كذا: أراده وأظهر غيره، والخبر وعن الخبر جعله ورائه وأخفاه، ووارى مواراه: أخفاه.[١]
مرحوم آقاى خوئى در مصباح مىفرمايد:
التوريه في اللغه بمعنى الستر والإخفاء وإلقاء كلام ظاهر في معنى وإراده خلاف ظاهره مع إخفاء القرينه على المراد فكأنّ المتكلم وارى مراده عن المخاطب بإظهار غيره وخَيَّلَ إليه أنّه أراد ظاهر كلامه.[٢]
خلاصه: توريه يعنى پنهان كردن چيزى و وانمود كردن چيز ديگر؛ يعنى كلام، ظهور در مطلبى دارد و مقصود گوينده خلاف ظاهر است ولى آن را مكتوم و مخفى مىكند و در ظاهر قرينهاى بر مراد نمىآورد و به مخاطب وانمود مىكند كه ظاهر را اراده كرده است و او را به شك و ترديد يا جهل و سردرگمى مىافكند تا از شرّش رهائى يابد، بدون اينكه حرامى مرتكب شود.
و همانگونه كه از عبارت أقرب الموارد و المنجد و مانند آنها استفاده مىشود توريه اختصاص به گفتار ندارد بلكه هم در گفتار وجود دارد، هم در فعل؛ هرچند غالباً در مورد گفتار، بيشتر بهكار مىرود.[٣]
البته محور بحث ما توريه در گفتار است كه فرد مكرَه وانمود مىكند كه انشاى
[١]. أقرب الموارد، ج ٢، ص ١٤٤٧، مادّة درى.
[٢]. مصباح الفقاهه، ج ٣، ص ٣٠٠.
[٣]. مثال: شخص زورگويى فردى را مجبور مىكند كه اعتراف كند؛ او در جواب، توريه مىكند و مىگويد:« علماللّه ما قُلته» و منظورش ماء موصول است يعنى خدا مىداند آنچه را گفتهام، ولى بهگونهاى ادا مىكند كه وانمود مىكند كه منظورش ماء نافيه است؛ يعنى من نگفتهام تا از شرّ ظالم رها شود. يك مثال براى توريه در عمل هم اين است كه ظالمى به فردى شلاق مىدهد و مىگويد: فلان مظلوم را بزن و او شلاق را به ديوار مىكوبد و مظلوم هم ظاهراً شيون مىكند و مكرَه اينگونه وانمود مىكند كه در حال تازيانه زدن است. اين نيز توريه است ..