روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٥ - ترجمه
خواند آن را كه خداى به ضلال او حكم كند؟يا كه ره نمايد به بهشت آن را كه خداى او را گمراه كند به قيامت از ره بهشت؟ وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِينَ ،و ايشان را هيچ يارى و ناصرى نباشد.
آنگه امر كرد رسول را گفت: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً ،خطاب با او،و مراد او و امّت او.گفت:راست دار روى خود به دين [١]در آن حال[٢١٣-پ]كه مسلمان و مستقيم باشى،يعنى عبادت خالص دار خداى را و توجيه [٢]عبادت كن به او،و با او در عبادت انباز مگير.و نصب«حنيفا»بر حال است از فاعل.و بيان كردهايم كه «حنيف»از اضداد است،هم ميل باشد و هم استقامت. فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا ،مجاهد گفت:فطرت خداى اسلام است.و نصب او بر اغراء است به فعلى مضمر،يعنى الزم و اتّبع دين اللّه الاسلام،يعنى ملازم و متّبع مسلمانى باش.و اصل«فطر»شكافتن باشد و ابتداى خلق كردن،و نيز خمير سرشتن و اصل هر سه «شقّ»است.و الفطرة،الخلقة،و الفطرة الملّة،و منه:زكاة الفطر،و قيل:معناه يرجع الى معنى الخلقة لأنّها زكاة الرّءوس.
و ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
كلّ مولود يولد على الفطرة فابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه كما تنتج [٣]البهيمة هل تحسّون [٤]فيها من جدعاء ،گفت:هر مولود و فرزند كه زايد بر فطرت زايد،مادر و پدر او را جهود و ترسا و گبر كنند،يعنى خداى تعالى او را در اصل خلقت گبر و جهود و ترسا نيافريند چنان كه بهيمه بچّهاى زايد [٥]گوشبريده نباشد،خداونديش [٦]گوش ببرّد.آنگه ابو هريره گفت:اگر خواهى آيتى [٧]از قرآن بر خوانى [٨]في قوله: فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا .
در خبرى ديگر هم از ابو هريره حديثى مانند اين روايت است،و در آخرش
[١] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٢] .مش:توحيد.
[٣] .اساس:ينتج،به قياس با نسخۀ كا و با توجّه به قاعدۀ نحوى تصحيح شد،ديگر نسخه بدلها:سح.(بدون نقطه)
[٤] .آط،آب،آز:يسيحون،آج،لب:يسبحون،چاپ شعرانى(٥٠/٩):يجدون.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا+كه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:خداوند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:خواهى اين.
[٨] .آب،آز،مش:برخوانيد،كا:برخوان.