روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
شما از تازى و پارسى و هندى و رومى و جز آن-الى ما لا يحصى كثرة] [١]،و اختلاف الوان شما از سياه و سپيد [٢]و سرخ و زرد و اسمر،و شما همه از يك پدر و مادرى از آدم و حوّا. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِلْعٰالِمِينَ [٣]،در اين دلايلى هست عالميان و جهانيان را.حفص تنها خواند:«للعالمين»،به كسر«لام»،يعنى دانايان [٤]را.
وَ مِنْ آيٰاتِهِ مَنٰامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ وَ ابْتِغٰاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ ،اين از آن جمله است كه گفتيم [٥]:العرب تلفّ الخبرين لفّا فترمي بهما رميا ثقه بانّ المخاطب يضع كلاّ منهما موضعه،عرب دو چيز مختلف بگيرد و در هم پيخته بيندازد [٦]،چون داند و استوار باشد كه [٧]مخاطب هريك به جاى خود بداند نهادن،تقدير آيت آن است كه:
منامكم باللّيل و ابتغاؤكم من فضله بالنّهار،از [٨]آيات او آن است كه شما را شب پديد كرد تا [٩]بخسبى [١٠]،و روز پديد كرد تا در او طلب معاش كنى. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ،در اين آيتى و علامتى هست آنان را كه بشنوند.
وَ مِنْ آيٰاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً ،از اين آيت«أن»بيفگند لدلالة الكلام عليه،كقول طرفة-شعر:
الا ايّهذا اللّائمى [١١]احضر الوغى
و ان اشهد اللّذّات هل انت مخلدي
اراد ان احضر الوغى،چه اگر آن تقدير نكنند،لازم آيد كه فعل مخبر عنه بود و اين صورت نبندد،چه فعل خبر باشد و مخبر عنه نبود.
و بعضى علما گفتند:در كلام تقديم و تأخيرى هست،و التّقدير:
و يريكم البرق من آياته،گفت:و از آيات و عجايب او آن است كه به شما نمايد برق را، خَوْفاً وَ طَمَعاً ،براى خوف و براى طمع تا از او خائف باشى از صاعقهاش،و طمع دارى به بارانش.و نصب او براساس
[١] .:ندارد،از آط افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:سفيد.
[٤] [٣] .رك:پاورقى ٨ ص ٢٣٤.
[٥] .آب،آج،لب،آز،مش+انّ.
[٦] .آط،آب،آج،لب،آز:و بيندازد در هم پيخته،چاپ شعرانى(٤٨/٩):و بيندازد در هم پيچيده.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:چون داند كه.
[٨] .آب،آز:و از.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا+در او.
[١٠] .آج،لب:بخفتيد،كا:بخسبيد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:الزّاجرى.