روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
روز رنج نباشد تا حاجت بود به آسايش.
وَ يَوْمَ يُنٰادِيهِمْ ،آنگه گفت:ياد كن اى محمّد آن روز كه ندا كند ايشان را خداى. فَيَقُولُ ،[گويد] [١]:كجااند آن انبازان من كه دعوى كردى [٢]؟و تكرار براى اختلاف فايده است،استفهام اوّل براى تقرير است تا اقرار دهند بر خود به جهل و آنكه ايشان نه برحق بودهاند در عبادت اصنام،و دوم براى اظهار عجز ايشان از حجّت و برهان در وقت مطالبۀ ايشان-على رءوس الاشهاد.و هر دو متضمّن است تقريع و ملامت را.
آنگه گفت: وَ نَزَعْنٰا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ ،و بيرون آورديم از هر امّتى گواهى.قتاده گفت:گواه هر امّتى [٣]پيغامبرشان باشد كه براى ايشان و بر ايشان گواهى دهد به [٤]آنچه كرده باشند،بيانش: فَكَيْفَ إِذٰا جِئْنٰا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنٰا بِكَ عَلىٰ هٰؤُلاٰءِ شَهِيداً [٥].گفتهاند [٦]:اين گواهان عدول آخرت باشند كه هيچ زمانه از ايشان خالى نبود.
فَقُلْنٰا هٰاتُوا بُرْهٰانَكُمْ ،اين حكايت آن است كه خداى تعالى ايشان را گويد [٧]:
گوييم بياريد [٨]حجّت خود بر آنچه گفتى و دعوى كردى. فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلّٰهِ ، بدانند [٩]كه حق خداى تعالى راست براى آنكه در دنيا ندانسته باشند ازآنجا كه نظر نكرده باشند،در قيامت بهضرورت بدانند جملۀ معارف كه ايشان را تكليف كرده باشند از عدل و توحيد. وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ ،و گم شود از ايشان آنچه فروبافته باشند [١٠]و بر ساخته در دنيا از بتان و خدايان كه مستحقّ عبادت نباشند.
آنگه حقتعالى در قصّۀ قارون گرفت [١١]،گفت: إِنَّ قٰارُونَ كٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسىٰ فَبَغىٰ عَلَيْهِمْ -الآية.مفسّران گفتند:قارون پسر عمّ موسى بود براى آنكه او قارون ابن يصهر بن قاهث بن لاوى بن يعقوب بود.و موسى-عليه السّلام-پسر عمران بن
[١] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٢] .كردى/كرديد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:امّت.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:و.
[٥] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٤١.
[٦] .لب،آل:گفت.
[٧] .آب،آز:فرمايد.
[٨] .آط:بيارى/بياريد.
[٩] .آب،آز:پس بدانند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:فرا بافته باشند.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:با قصّۀ قارون آمد.