روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
و حرما امنا و صدقا و صيانة و عفّة و امانة [١]و جعلنا الحكّام على النّاس و بارك [١٨٩-پ]في [٢]بلدنا الّذي نحن فيه [٣]ثمّ انّ ابن اخي هذا محمّد بن عبد اللّه لا يوزن به رجل من قريش الّا رجح به و لا يقاس به رجل الّا عظم عنده و ان كان فى المال قلّ فانّ المال عارية مستردّة و ظلّ زائل و له في خديجة رأى و لها فيه مثل ذلك و ما تطلبون [٤]من الصّداق فالىّ و علىّ ،و به هر حال آنكس كه كافر باشد اين نگويد،و اعتقاد ندارد.و معلوم است كه تا ابو طالب زنده بود،رسول-صلّى اللّه عليه و على آله- محروس و مصون بود،و در شعيب او در حمايت او بود،و كس نيارست او را تعرّض كردن.چون او فرمان يافت [٥]در مكّه نتوانست بودن،از مكّه هجرت [٦]بايست كردن او را به مدينه.تا آوردهاند كه چون ابو طالب را وفات رسيد،رسول را مىرنجانيدند، گفت:
يا عمّ ما اسرع ما وجدت فقدك ،چه زود پديد آمد بر من فقد و نايافت تو.
و ابو هريره روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:
ما زالت [٧]قريش كافّين عنّي حتّى مات عمّي ابو طالب ،گفت:[هميشه] [٨]دست قريش از من كوتاه بود تا عمّم ابو طالب زنده بود.
سيف بن عميره روايت كرد از صادق-عليه السّلام-كه او گفت:اوّل نماز جماعتى كه در اسلام كردند،آن بود كه ابو طالب بگذشت رسول را ديد كه نماز مىكرد و على بر دست راست او ايستاده بود،و جعفر با ابو طالب بود،جعفر را گفت:صل جناح ابن عمّك،او بيامد و بر دست چپ رسول بايستاد و رسول نماز كرد به [٩]ايشان، و ابو طالب اين بيتها بگفت-شعر:
انّ عليّا و جعفرا ثقتي
عند ملمّ الزّمان و الكرب
و اللّه لا اخذل النّبىّ و لا...
يخذله من بنىّ ذو حسب
لا تخذلا و انصرا ابن عمّكما
اخي لأمّي من بينهم و أبي
[١] .همۀ نسخه بدلها:ديانة.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:لنافى.
[٣] .اساس:به صورت«به»هم خوانده مىشود.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:يطلبون.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+رسول-عليه السّلام.
[٦] .مش+كرد به مدينه اگر ابو طالب زنده مىبود چرا پيغمبر را هجرت.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:زال.
[٨] .اساس:ندارد،به قياس با نسخه آب،افزوده شد.
[٩] .آز،كا:با.