روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٨ - ترجمه
بديدند،خبر [١]بدادند.حرس بيامد تا [٢]بنگرند [٣].كسى بيامد و او را خبر داد [٤].او موسى را در خرقهاى پيخت [٥]و در تنور نهاد و او برفت [٦].خالۀ موسى در آمد و نيك نگاه نكرد [٧]آتش در تنور نهاد و تنور بتافت تا نان پزد.قوم فرعون در آمدند و سراى [٨]بجستند و بنگريدند،هيچ كودك نديدند و تنورى ديدند كه آتش از آن زبانه مىزد، برفتند.
چون مادر موسى بازآمد،خواهر را گفت:كودك را چه كردى؟گفت:نديدم او را.گفت:منش در تنور نهادم،چون در نگريدند موسى در ميان آتش بود و آتش گرد او مىگرديد و او را گزند نمىكرد.دلخوش شدند و او را [٩]بر گرفتند.
اهل اشارت گفتند [١٠]:خداى تعالى براى آنچنان ساخت [١١]تا آنگه كه او را گويد: فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ ،او را به آب افگن،واثق باشد به آنكه خدايى كه او را در آتش نگاه دارد [١٢]،در آبش هم نگاه دارد [١٣].
و روايت ديگر آن است كه:تنور به آتش مىبشخيد [١٤]،مادر موسى چون بشنيد كه قوم فرعون به در سراى [١٥]آمدند،مدهوش شد و عقل از او برفت ندانست تا [١٦]كودك را چه كند،در تنور انداخت و او بگريخت.ايشان در آمدند و گفتند:اين زن قابله چهكار داشت اين [١٧]جا؟گفت:او را با ما آشنايى است [١٨]،به پرسيدن مادر آمد [١٩].برفتند.
[١] .مش+به فرعون.
[٢] .مش:به فرعون دادند،تفحصكننده را فرعون فرستاد كه تا.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بنگرد،كا:ببينند.
[٤] .مش:بيامد و مادر موسى را از اين مقدمه آگاه كردند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:پيچيد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:ندارد.
[٧] .آج،لب،آل:كرد،مش:نكرده،كا:نگه كرد.
[٨] .مش+عمران را،كا+را.
[٩] .مش+از تنور.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:اهل معنى اشارت كردند كه.
[١١] .مش+كه.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:نگاه داشت،كا:نگه دارد.
[١٣] .مش:در آب هم خواهد نگاه داشت،كا:در آب نيز نگه دارد.
[١٤] .آط،آب،آز،مش:مىپختند،آج،لب،آل:مىجستند.
[١٥] .مش+ما.
[١٦] .آب،آج،لب،آز،آل،مش:كه.
[١٧] .آج،لب،آل:آن.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها:او با ما آشنايى داشت.
[١٩] .مش:براى پرسيدن احوال ما را آمد.