روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٥ - ترجمه
گفت [١]اين حاجز جزيرههاست [٢]كه در دريا بود. أَ إِلٰهٌ مَعَ اللّٰهِ ،با خداى- عزّ و جلّ-خداى ديگر هست كه اين مىكند؟يا او را بر اين يارى مىدهد؟ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ ،بل بيشتر ايشان نمىدانند.
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذٰا دَعٰاهُ ،يا كيست كه او اجابت كند مضطر درماندهحال به ضرورت رسيده را؟و لفظ«مضطرّ»،هم فاعل را بشايد و هم مفعول،و اين جا مفعول است من قولهم:اضطرّ فلان الى كذا.و فرق ميان ايشان در لفظ پيدا نشود براى ادغام،و انّما به معنى و قرينه دانند.
عبد اللّه عبّاس [٣]گفت:مضطرّ مجهود باشد به رنج آورده.سدّى گفت:مضطرّ آن باشد كه او را حول و قوّت نبود.ذو النّون گفت:آن باشد كه علاقه [٤]كه از ميان او و جز خداى باشد ببرد.سهل بن عبد اللّه گفت:مضطرّ آن مفلسى باشد كه چون دست به خداى بردارد او را از طاعت وسيلتى نبود. وَ يَكْشِفُ السُّوءَ ،و كشف بدى و آفات و بلا كند. وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفٰاءَ الْأَرْضِ ،و شما را به خلفا و بازماندگان [٥]گذشتگان [٦]كه در زميناند كرد،تا چون گروهى را ببرد گروهى را بيارد. أَ إِلٰهٌ مَعَ اللّٰهِ ،با خداى خدايى ديگر هست؟ قَلِيلاً مٰا تَذَكَّرُونَ ،كم انديشه مىكنى،و«ما»مصدرى است، يعنى قليلا تذكّركم،و روا باشد كه زيادت بود،اى تذكّرون قليلا،اى تذكّرا قليلا [٧].
بر قول[اوّل] [٨]حال بود،بر قول دوم صفت مصدرى محذوف.
أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ،يا كيست كه او شما را ره نمايد در تاريكى در دريا و خشك [٩]چون به سفر روى [١٠]؟ وَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّيٰاحَ بُشْراً [١١]بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ ،و كيست آنكه بفرستد بادهاى زنده بازكننده ؟نشرا [١٢]،اى ناشرة،از باب
[١] .آب،آز:گفتهاند،مش،كا:گفتند.
[٢] .آط،آب،آج،آل،آز،مش:جزيرهاست،كا:جزيرها نيست.
[٣] .آب+رضى اللّه تعالى عنهما.
[٤] .كا:هر علامت.
[٥] .كا:بازمندگان.
[٦] .آط:گذشتگان.
[٧] .آط:يذكر،با توجّه به ديگر نسخهها تصحيح شد.
[٨] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٩] .كا:بيابان.
[١٠] .آب،آج،آز،كا:رويد.
[١١] .آط:نشرا،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[١٢] .كذا:در نسخههاى آط،آب،آج،آب،آل،مش،با توجّه به وجهى از قراءات و معنى متعاقب اين كلمه در متن،صورت كلمه به صورت«بشرا»،تغيير داده نشد.